فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کلنگ

واژه روز در۱۱ شهریور ۱۳۹۰

 
۳۷
بالا
۵
پایین
کلنگ به فردی اطلاق میشود که انتظار انجام کاری که از او میرفته است را به بدترین صورت ممکن سر هم کرده است.
مرتیکه کلنگ قرار بود یه چایی واسه ما بیاره ۳ ساعت لفتش داد، آخرشم چاییش مزه آب جوب می داد!
نویسنده: Nooshin2011
۵ شهریور ۱۳۹۰
کلنگ

 
۱۰
بالا
۵
پایین
آدم كلنگ
كسی كه بدن و ایضن(=ایضا") افكار انعطاف ناپذیر دارد و برخورد با او به هر نحوی منجر به آسیب جسمانی می‌شود.
دارای افكار قدیمی
۱- آهای كلنگ! پاتو از جلو راه مردم جمع كن!
۲- بابا تو دیگه خیلی كلنگی! این حرفا رو كی یادت داده؟
نویسنده: مِهدي
۹ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!