فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عشوه شتری

 
۹
بالا
۴
پایین
طنازی، قر و قمیش بیجا، جایی که عشوه کننده در حد و اندازه لوندی نباشد، حرکتی در جهت تصاحب قلوب مخاطبان با انجام حرکات فریبنده، اما نه تنها موفق به اینکار نشده بلکه احساس چندش آوری درمخاطبان به جای میگذارد.
کشتی ما رو با این همه عشوه های شتریت. زیادی زور نزن بی فایدست.
نویسنده: Nooshin2011
۲ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!