فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

دورهمی

 
۵
بالا
۲
پایین
حضور در جمع‌های دوستانه‌ی مجازی و گفتگوی غیرفرهنگی در گروه‌های فرهنگی (مثلاً تلگرام)
مارال: بچه‌ها امروز تولد بهنازه، دورهمی داریم.
حدیثه: آج جون، دورهمی!
مارال: علی کجاست؟ کک به تنبونمون انداخت و رفت!
حدیثه: خیلی ریلکسه! الان قلپ دوم چاییشه!
مارال: تصویرسازیت تو حلقم. مرضا کجاست که بیاد این اصطلاحِ ادبیِ چاله میدونی رو ثبت کنه تو اون بیلبیلک؟ (سایت فارسی شهری)
مرسده: مرضا اومد ثبت کنه!
مرضا: ثبت شد! منتظر تأیید فارسی شهری!
واژه های مرتبط: ?? ?? ????? ?????? ?????? ?????? ?????????
نویسنده: ???? ????
۳۰ آبان ۱۳۹۴
گبر

 
۹
بالا
۱
پایین
گبر در زبان گنابادی به معنای انسان تنومند و قوی هیکل گفته میشود.

گبر به زرتشتیان قدیم که پس از حمله اعراب مسلمان نشدند به طئنه اطلاق میگردید.

حال آنکه گبر ها با زرتشتیان فرق داشته اند و زرتشتیان مردگانشان را خاک نمیکردند بلکه جسد آنها را در کوهستان و بیابانها رها میکردند تا خوراک حیوانات وحشی شوند و معتقد بودند جسد انسان اگر دفن شود خاک را آلوده میکند.

گبرها مردگان خود را با داراییشان دفن میکردند و قبرستانهای آنها به گورهای گبری شهرت دارد و سالهاست توسط سارقان میراث فرهنگی در نقاط مختلف ایران پس از شناسایی غارت میشوند

دین گبرها دیویسنا بوده است.که دیو به معنای خدا بوده و پس از ظهور زرتشت و دشمنی زرتشت با این دین رو به افول نهاده و به تدریج در دین زرتشت ادغام شده است.
گبر امروزه به کسانی که دینی ندارند اطلاق میگردد. وقتی میگویند طرف گبر است یعنی بی دین و بیخدا میباشد.(اتئیست)
واژه های مرتبط: فازت چیه
نویسنده: گناباد
۲۷ آبان ۱۳۹۴
علیس
محل رواج: گناباد

 
۹
بالا
۰
پایین
این یک واژه تعجبی است و وقتی یک کاری به نظر فرد عجیب میرسد استفاده میشود.این واژه بار تعجبی بسیار بالایی دارد.این واژه را وقتی میخواهند کسی را چشم بزنند هم استفاده میشود.وقتی برای چشم زدن به کار میرود توام با یک حسد ورزی درونی است.تلفظ این واژه با فتح (ع) میباشد.
مثلا وقتی یک فرد یکهو و در زمان کمی پولدار میشود میگویند علیس فلانی چقدر پول دارد.

وقتی برای حسد و چشم زخم به دیگری به کار میرود،مثلا میگویند علیس طرف چه خانه و زندگی ای دارد(یعنی وضعش چقدر خوب است و مشکلی در زندگیش وجود ندارد)
واژه های مرتبط: علیس ???? ??? ?????? ???????
نویسنده: گناباد
۲۷ آبان ۱۳۹۴
پوفیوز

 
۵
بالا
۱۲
پایین
پوفیوز به مردی میگن که با وجود زن بچه میره زیر همه میخوابه
طرف خیلی پوفیوزه دیشب دوباره رفته بود.....
عه مگه زن نداشت
واژه های مرتبط: دیوث
نویسنده: هیما
۲۵ آبان ۱۳۹۴
لاشی
محل رواج: تهران و کرج

 
۱۱
بالا
۴
پایین
کسی که در روابط عاطفی ادای آدمهای عاشق پیشه را در میاورد ولی در اصل با چندین نفر دیگر هم رابطه دارد.
یا کسی که قصدش از نزدیک شدن به دخترها فقط برقراری رابطه جنسی با آنها میباشد و در اکثر مواقع پس از رسیدن به هدفشان به سرعت آنها را ترک میکنند.

کسی که قصدش از نزدیک شدن به افراد فقط تیغ زدن آنها باشد.

در معنای عام کسی را گویند که برای رسیدن به هدفهای خود حاضرند اطرافیان خود را قربانی کنند.
لاشی باشی تا شی توشه
واژه های مرتبط: لاشی
نویسنده: جمهور
۲۴ آبان ۱۳۹۴
فازت چیه

 
۶
بالا
۱
پایین
وقتی طرف حرفی می زند که اصلا ً منطقی نیست و جور در نمیاد یا بر اساس توهمات شخصی خودش یا جو گیر شدن اون حرف رو زده:

- تو بهم خیانت کردی!
-وا! فازت چیه؟

تعریفی که گذاشتین اشتباهه.به کسی که مدام نظرشو عوض می کنه نمی گن فازت چیه می گن قبلت معلوم نیس.
واژه های مرتبط: ?? ?? ???? ????
نویسنده: الهام j
۲۴ آبان ۱۳۹۴
شهری
محل رواج: گناباد

 
۱۱
بالا
۱
پایین
برای هزاران سال گناباد آبادترین ایالت خراسان بزرگ بود و به علت موقعیت استراتژیک ان که محل عبور راه های مواصلاتی هست، مورد توجه حکومت های ایران بود.در این مکان آبادترین محل زندگی را شهر مینامیدند که واژه شهر بعدها از این مکان به دیگر نقاط ایران راه یافت.این مکان را با نام های شهر و همچنین قصبه شهر میشناسند.بزرگترین،طولانی ترین،عمیق ترین،کهن ترین و طولانی ترین قنات جهان که باعث شد اینجا را برای هزاران سال شهر بنامند به نام قنات قصبه شهر گناباد در این قسمت قرار دارد که هزاران سال است عامل ایجاد زندگی و حیات در کویر خشک گناباد بوده است.ساکنان اصیل این محل در پسوند فامیل خود نام شهری را یدک میکشند و بودن نام شهری در فامیل و خطاب شدن با نام شهری برایشان افتخار و تعصب بالایی دارد
مثلا وقتی میگویند شهر منظور این نقطه گناباد است که ان را قصبه شهر هم نامند.یا وقتی میگویند شهری ها اشاره به ساکنان شهر دارد.یا در نام های فامیل که به کار میرود. مانند کریمی شهری،مهدوی شهری،افتخاری شهری و...
واژه های مرتبط: شهر گناباد قصبه شهر
نویسنده: گناباد
۲۲ آبان ۱۳۹۴
مهتابی

 
۶
بالا
۲
پایین
پوستش مثل مهتابی سفیده
مهتابی رو ببین
واژه های مرتبط: دختر سفید
نویسنده: MHN131
۲۰ آبان ۱۳۹۴
روی گوه اسكی رفتن

 
۵
بالا
۳
پایین
تقلید نکردن
مثلا من به فلانی میگم : سلام داداش حالت خوبه ؟
بعد ایشون همون لحظه جلوی من به یکی دیگ میگه : سلام داداش حالت خوبه؟
ایشون الان از روی گوه های من اسکی رفته
واژه های مرتبط: ????? ????
۱۹ آبان ۱۳۹۴
پلمپ کردن
محل رواج: ایران پارسی زبانان

 
۸
بالا
۱
پایین
به معنی بستن و اجازه ندادن به ادامه کار یک مغازه یا واحد صنفی.
مغازه الکتریکی محله ما به دلیل فروش غیر قانونی ماهواره و دیش پلمب شد.
واژه های مرتبط: بستن اجازه کار ندادن
نویسنده: محمد کیانی
۱۷ آبان ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!