فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گنده گوزی كردن

 
۱۰
بالا
۵
پایین
ادعای انجام كاری ناباورانه-بدون توجه به داشته‌های خویش- را داشتن.
لاف زدن در حدی كه به ابعاد و توانایی لاف زننده نمی‌خورد.
- بی‌خیال! طرف از این گنده گوزیا زیاد می‌كنه!

- اینقد اینور و اونور گنده گوزی نكن، می‌گیرن از تخم آویزونت می‌كنن ها؟!
نویسنده: مِهدي
۸ شهریور ۱۳۹۰
بچه خوشکل

 
۹
بالا
۳
پایین
پسری خوش تیپ و خوشکل و دختر کش
دخترا براش میمیرن
پسرا به دلیل بالا چشمشو ندارن
معمولا" بچه پولدار هستند
خدایا کاش منم بچه خوشکل بودم این همه دوست دختر داشتم
واژه های مرتبط: لوار بچه های بالا
نویسنده: سلمان تاکسی
۲۱ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!