فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تفلون

 
۱۱
بالا
۰
پایین
در معنی لغوی به سطوح یا ظروفی گفته میشود که در اثر داشتن حرارت ویا پختن غذا چیزی به سطوح آنها نمی چسبد اما در استفاده عامیانه به کسی گفته میشود که رفتارش باعث دفع دیگران شود. در قدیم پرکاربردتر بود اما الان از نچسب بیشتر استفاده میشود

عدم داشتن جذابیت
١. اه اه چقدر این دختره تفلون آخه!!
٢. پسر تو اینقدر تفلونی که به هیچی نمیچسبی چه برسه به اون دختره!
واژه های مرتبط: نچسب
نویسنده: مدیرعامل
۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
سیلش کو
محل رواج: بوشهر

 
۵
بالا
۰
پایین

نگاهش کن

سیلش کو چه کاری میکنه
واژه های مرتبط: ببینش
نویسنده: دندان شکن
۱۴ مهر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!