فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گوزشو بسته سرِ دلش

 
۴
بالا
۲
پایین
نوعی ژست ناشی از غرور و کبر کاذب ، معادل باد به غبغب انداختن، خصوصیت ظاهریشم اینه که گردن کشیده میشه ،طرف با چشاش خمار و با غمض عین از بالا نگاه میکنه،گلوشم پر باد میکنه
دختره رو نیگا ، گوزشو بسته سرِ دلش ،با کسی هم نمیحرفه ،باخودشم قهره.
نویسنده: پیکان
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
آکواریم
محل رواج: دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف

 
۴
بالا
۳
پایین
اتاقکی تشکیل شده از دیوار های کاذب سبز رنگ و بدون سقف در طبقه سوم دانشکده شیمی که محل تجمع دانشجویان دانشکده است. به آن آکوا هم گفته می شود
قبل کلاس میام آکوا جواب تمرین هارو ازت بگیرم
نویسنده: vi
۲۸ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!