فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

بتی یا بتی خانوم

 
۷
بالا
۴
پایین
بتولی را می گویند که دچار خود داف پنداری شده است!
اقدسِ تازه بدوران رسیده.
۱. بتیو ببینا! رفته دماغشو عمل کرده، دچار خود داف پنداری شده.

۲. دنیا رو ببیو چه فیسه/خر چسونه رئیسه! بتی خانوم تا همین دیروز دم آسانسور وایمیستاد میگفت دربست! حالا اون بابای جوادش واسش پرشیا خریده!
واژه های مرتبط: خود داف پنداری بتول اقدس
نویسنده: ROMEO
۲ بهمن ۱۳۹۰
بکس

 
۱۴
بالا
۰
پایین
جمع کلمه ی "رفیق"، رفقا،دوستان،برو بچه ها
1_من با بکس دانشگاه رفتیم شام بیرون
2_به برو بکس بگو شب بیان خونه ما
واژه های مرتبط: رفیق دوست
نویسنده: کاوه آهنگر
۲ خرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!