فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

دور دور
محل رواج: تهران و سپس اقصی نقاط کشور

واژه روز در۹ اسفند ۱۳۹۰

 
۶۰
بالا
۱۵
پایین
این کلمه در بلوار شهید اندرزگوی تهران متولد شد. فاصله ی بین دو دوربرگردان در این بلوار که بچه‌مایه‌ها، در فصل جفت‌گیری، می‌رن و بین این دو دوربرگردان، در یک حلقه‌ی باطل گرفتار شده، مشغول جفت‌گیری با سایر ماشین‌ها می‌شن. ماجرا به جایی رسید که اسمِ این بلوار شد "شهید دوردور" و سپس دور برگردون‌هاش رو بستن.
ابتدا دوردور محدود به اندرزگو بود، بعدها با حضور پررنگِ پلیس، به نیاوران، پارک وی، سعادت آباد و در حالِ حاضر به پاسداران منتقل شد.
معمولا، کامی جون، سوییچ مرسدس دَدی را دودر کرده، به دنبالِ اسی جون رفته، و به دور دور می‌روند. کمپوت هلو (کیا ریوی شاملِ دافِ مورد نظر) را رویت نموده، در جوارِ آن کروز می‌کنند. (پنجره به پنجره حرکت می‌کنند). سپس اسی جون با کمی پس‌روی در سیر تکاملی بشر و انجام انواع ادا اطوار، سعی در دادنِ شماره می‌کند. در این میان، یک پرادو دودر مشکی که اشکان بر آن سوار است، وارد شده و کامی و اسی را از میدان به در می کند. چرا که "شایلین"، شاسی بلند دوست دارد.
ـ دور دور الان کجاس؟ بریم نیاوران؟
ـ اونجا ایسته بابا.

ـ اون هیوندا مشکیه، کروز کُن.

نکته 1: در دوردور، پلیس به ماشین‌های شاملِ زوج گیر نمی‌ده.
نکته 2: در دوردور، ماتیز مشکی، خودروی تیپیکِ کسبه است. با نرخِ شبی 200 هزار تومان. (با دلار قدیم)
نویسنده: یه آقایی
۷ اسفند ۱۳۹۰
سیرابی

 
۹
بالا
۱
پایین
معمولا مسافرکش ها استفاد می کنن
شل و بیحال
مسافر : من همین جا پیاده میشم
بعد از ۲ دقیقه
مسافرکش : از بس لفتش دادی افسر جریمم کرد. سیرابی
واژه های مرتبط: لمس
نویسنده: داش صابر
۳ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!