فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

اوشه
محل رواج: پاسارگاد

 
۱۰
بالا
۳
پایین
حیاط
کاه دونِ خان، ماشااله یه دشتیه!
قَدِّ یِی اوشی (اوشه ی) بزرگو مشتیه!
واژه های مرتبط: حیاط
۱۱ بهمن ۱۳۹۲
بیلاخ

 
۵
بالا
۷
پایین
خدا یه فرشته داره به نام بیلاخیل که مامور رسیدگی به ارزوهای ماست
امتحانش مجانی یه ارزو بکنید
واژه های مرتبط: اناناس
نویسنده: افلاطون
۲۸ آبان ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!