فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

د بدو ک رفتیم
د بیا
دَدَر
دَدیوس / دَدیوث
دَس د خاد مُندَه
دَلیک
دَمِــت گـولی سـه پـَر!!:))
دَمِت گرم
دَوَنگ
دِ خو رفتن
دِ نَ دِ
دِپرس
دِقِّ هوو، شوهر چـِـپـو
دِکی قورمه سبزی
دِلَکُوز
دِیت
دُرُشته!
دُرده
دُکدِس (docdes) یا دُکتِس
دُمشو ببر
داب
دادا
دادا خره
دار
داراگا
دارگا
داستان
داستان شدن
داشاخ
داشاخ ترشی
داشاخ جعفري با قارچ اضافه
داشاخ کشی
داشّاق
داعاش
داعشی
داغون
داغه
داف
داف اسمی
داف بازی
داف٬ملوس
دافول
دال
دال آوردن
دالامبوس
دالو بچه بر
داماد
دامونته
دانشجو
دانشگاه
دانشگاه شمال
دانگلوس
دانه ای - افسانه ای
داور پلی استیشن
داوش
داوه شیی
دایره شیرازی
دایورت
دایورت کردن
دايورت كردن
د‌پ زدن
دپرزر
دپرس
دپسرده
دچار اینرسی شدن
دختر
دختر بچه دوساله
دختر جیگر
دخترانه
دختره تاناکورا شده
دختری باحال و بامعرفت
دخمل
ددی
در پنجاه تومني
در پیت
در حد تیم ملی‌
در حد سومالی
در حد لالیگا
در رفتن
در سطح تیم ملی
در شدن
در کونتو بگیر
در ما تحت کسی بله برون گرفتن
در و داف
در و یخچالی ببند!
درآمد
دراز پا
درازعلی ماه روزه
درازگوش
دراومد گفت
درب و داغون
درپس کوت
درپیت
درحد
درخت گورچ
درد بی درمون
درد تو سوراخت
دردونه حسن کبابی
درس دادن
درش رو بذار
درشو بذاز
درکت نمیکنم
درمان سرپایی
دروغ میگی
دري وري
دزفول
دست
دست بگیر زیرش
دست به سر کردن
دست پاچه
دست خر تو لجن زدن
دست دست کردن
دست شما مرسی
دست و پا چلفتی
دستت درست
دستت مرسی
دستت مرسي
دستشویی
دستکاری
دستگاه گرفتن
دستمال
دستمال به دست
دستمال مخمل
دستمالیسم
دسته بیل
دسته خر
دفتر کار
دکتر
دکتر تقلب
دکمه اس کی sk
دکمه‌فرار
دکه
دگوری
دل اندر وای
دل به کار دادن
دل خوددار
دلغوش
دلنیگو=دلنگان
دله
دله دزد
دماغ
دمت جوش
دمت جیز
دمت جيز
دمت جيليز ويليز
دمت غیژ
دمت قیژ
دمت قيژ
دمت گرم
دندون درد
دو
دو بار
دو تٌن
دو دَر کردن
دو در
دو در کردن.
دو دره باز
دو دو تا
دو کردن
دو لول
دو هیچ از املت جلوئه
دود درمانی
دودَره کردن
دودره
دودره باز
دودره کردن
دودول
دودولفسکی
دودولی
دور دور
دور زدن
دوران بچگی جنتی
دورهمی
دوزاری
دوس پسر
دوس دختر
دوس دوس
دوست جونجوني
دوست حقیقی
دوست دختر
دوست ساده
دوستان مهربان
دوستت دارم
دوشاو
دوشواری
دوشیدن
دوکس
دوگانه سوز
دول مغز
دولخ
دولخ ( doolakh)
دولک
دون پاشیدن
دون ژوان
دونگ
دووشواری
دووووربين @@
دویی بلال
ده پنج
ده دو
دهلران
دهن سرویس
دهن صاف شدن
دهن کسی صاف شدن
دهن لَق
دهن لق
دهنت سرویس
دهنت سرويسه
دهنتو سرویس
دهنش سرویس شد
دهنش کف کرد
دهنش وا موند
دهنم آسفالت شد
دهنم اسفالت شد
دهنم سرویس شد
دهنم صاف شد
دی ماروک
دیازپام
دیبا
دیجیتالم کجا بود
دیش
دیلاق
دیوار ریخت
دیوار نوشته
دیوث
دیوس
ديگ زودپز
ديلاغ
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!