فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

حـَلَّس
حَفنِه
حَلِّه
حاج آقا
حاج آقا قلي زاده
حاجی
حاجیت
حاجي
حادق
حال بردی
حال پخش كردن
حال گیری
حالت نه اَلده!
حالتِ ازدواج
حامد
حانیه
حبل
حرف نزن آفتابه گرون ميشه
حرف نزن افتابه گرون ميشه
حرفتون سند
حرفه ای
حرکات ژانگولر وار
حرکت جک بائری(جک باوری)
حروم زاده
حروم لاله
حرومی
حسام
حسن خرصدا
حسنبک
حسین فهمیده
حش
حشری شدن
حشمت
حصین
حق
حقیقت عین کون خیار تلخه
حکیمی
حلوا خور
حله پوکه( hale pokke)
حله چشات
حمید
حن
حونش خرو(خانه اش خراب)
حیف نون
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!