فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

چــوری
چَلقوز
چِت
چِت زدن
چِت زدن (Chet)
چِت مخ
چِت مغز
چِرتی
چِغِر ( Chegher )
چِکِنِه
چِلِّب ، Chelleb
چُخُس
چُس ماه
چُسان فُسان
چُسو
چُسی اومدن
چُل
چُلُمبه (Cholombeh)
چاچول
چاخان
چاخان کردن
چارچوله باز
چارسو بیست
چارشنبه
چارمندون
چاقال
چاقچولي
چاقیدن
چاکر
چاکرخواه
چاکرفس
چاکرم
چاکس
چاكرخاتيم
چال اسموک
چال شدن
چالش
چالفخره
چالنبون(چلنبان چالش)
چاله عمران
چالی
چانچو
چای دم کن
چاییدی
چبله (chabale) راست کن
چپ چُس
چپ دست
چپ کردن(choop)
چپاندن
چپر چس
چپر چلاغ
چپر چلاق
چپق چاق کردن
چپول. chapul
چپیه
چت
چتر
چتر باز
چتر شدن
چترباز
چخلص
چد ه ched ha
چرا می خند؟
چرا میخند
چراغ خاموش
چرت
چرت پرت
چرکمون زدن
چرکولک
چرند
چریدن
چس
چس ترم
چس ترمی
چس چرب
چس چس كردن
چس خور
چس دود
چس دود کردن
چس شدن
چس فیل
چس کاری
چس کلاس
چس کن تو برق زدن
چس گیر
چس ماه
چس مثقال
چس ناله
چس و فیس
چسب
چسب زخم
چسبناک
چسبیدی به دیوار
چسش زدن
چسک
چسماق
چسی
چسی آمدن
چسی نیا
چسي آمدن
چش چش کردن
چش و چال
چشات بد سگ داره
چشم راست
چشم زاغ
چشم مایی
چشیدن
چغچغی
چفت
چفت و چل
چقدر سمه
چقک
چقوت‎
چک چین
چکس (chax)
چکنه
چل زدن
چلخوس
چلسمه
چلغوز
چلفتی
چلقوز
چلکس(Chalex)
چلمن بازی
چلمو
چموش
چنار امام زاده جعفر
چندر غاز
چندرغاز
چنگ
چنیم
چنیم (CHANIM)
چوُلمْيس
چوب - بشر
چوب تو کون کردن
چوب لباسی
چوباد
چوبله
چوسه
چوق و چر choogho cher
چوقیدن
چول
چوله
چولیدن
چوم
چومبول
چونده
چونه
چه جوریاس
چه خبرا؟؟
چه خطرا؟
چه ظات؟
چه گها !
چه مکه؟
چهار پایه
چهار گاو
چهار یکیم
چی؟! ماشین لباس شویی؟!
چیبستیم
چیپ
چیجوری بودم؟
چیز
چیک تو چیک
چیماری
چي توز موتوري
چيلاسك
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!