فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

هَپَلی ( Hapali )
هَوَل
هُفت
هُفتی
ها . . . ؟؟
هاآ
هاءآ
هابولا
هاپو کومار
هارمونی
هازش
هاساخوس خوسی
هالک شگفت انگیز
هالو
هاله ی نور
هالیت نیس
هانمنا hanemana
های
هبل
هپلی
هپولی
هتله مگه ؟
هچوته بلا
هخامنشی
هدفون بیتس
هرتی پرتی
هردمبیل
هردنبیل
هرررره horrrrrra
هرزه
هروئین منی تو
هری پاتر
هزوارش hozvaaresh
هستم باهات
هستمت
هسته خرما
هش
هشتصد
هفت خط
هفتبلکو
هفتی
هل بچو خورن تش مین پیل
هلاهل
هلو
هلوي پوست كنده
هله لی(hele ley)
هم باغ
هم زدن گوه
هم زلف
هم فاز
همبری
همجنسباز
همساده
همسون
همکار
همه‌چی می‌زونه
همی
همینی
هندسی
هندل آقا مراد
هندونه گذاشتن = الکی حرف زدن
هنروند
هنک کردن
هنگ کردم
هنگ کردن
هنگامه
هو کرز ؟
هوا ابریه
هوا خنکا
هوا سرد کرده
هوا کردن
هوا گدا كشه
هوای توپ
هوای کسی داشتن
هوای لواط
هوتوتو
هوتوتو سابیدی به الک
هوش مصنوعي
هوشتک
هوشنگ
هوع
هوفتی
هوفتی Hofti
هوفتي
هوکرزیسم
هوگو چاوز
هول
هومن
هوووو وح (hoooovah)
هوی بشمت مردو hoi beshamet mardoo
هویج
هی
هی گمج
هی وای
هیپستر
هیدن
هیزم کردن
هیشطونیس
هیلتی
هيوا
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!