فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تَجَرُدِ با شکوه
تَفت دادن
تَگَری
تِرّ مال (TER MAL)
تِسکوندن
تِفلون
تِقشو درآوردن
تِیل
تُخُل پُخُل کردن
تُخس
تُرُشباله TOROSHBALEH
تُمبون
تا دسته فرو کردن
تا فیها خالدون
تابع HW
تابلو
تاپاله
تاپه
تاته (ta teh)
تاریخ
تاریخ جغرافی
تازه به دوران رسیده
تازه به دوران رسيده
تاس
تاکسی
تاگس
تانژانتش خیلی کمه!
تانیا
تاوان پس دادن
تئودور دئوندن
تبریز
تبریک گفتن
تبعیدی
تپل
تپه نریده
تتلو(tataloo)
تتلیتی
تحفه
تخ کن
تخته کردن
تخخخخخخخخخخخ
تخس
تخلمه
تخم
تخم جن
تخم چپ اسب فتحعلیشاه قاجار
تخم سگ
تخم کوچیکه
تخم گیری
تخماتیک
تخماتیک (thokhmatik)
تخمه جاپونی
تخمی
تخمی تخیلی
تخمی-تخیلی
تخمي
تر زدن
ترتر
ترتیب دادن
ترتیب کسی را دادن
ترحیو
تردمیل کردن اعصاب
ترشبالا
ترکمون
تركوندم
تركوندن
تركيد
ترم بوقی
ترمال
ترمیناتور
ترناسکک ternaskok
ترنگ
ترول
ترول كردن
تریپ
تریپ آرت
تزریق
تست بزن!
تست زدن
تسمبله
تشتكات مي پره
تصمیم کبرا
تعاونی
تعجب
تعطیل
تعطيل
تف
تف سر بالا!
تفاله
تفلون
تفنگ
تق کسی را زدن
تقسیم بندی انواع دختر
تقطیر
تقل زدن
تک شو
تکست
تگر( tagar ) زدن/شدن
تگری زدن
تلاوت کردن
تلپ شدن
تلکه
تلمبه
تمدن
تمرگیدن
تن پرور
تن لش
تند پررنگ
تنظیم خونواده
تنفر
تنفس
تنگله دوقلفي
تنگه
تنها
تو آب نمک خوابوندن
تو بخشه
تو پيچم
تو جسمت
تو چشمم بکنم؟
تو حلقم
تو خشتکته
تو خوب نسیم بد
تو خوبی
تو دلی
تو دیوار کردن
تو راه گوز کسی زدن
تو رو ناموس
تو روحت
تو روحش
تو زرد ازآب در اومد
تو زورو
تو شیری زدن
تو کف
تو کف بودن
تو کف گذاشتن
تو کف موندن
تو کمد نیستما
تو کون خر
تو کونش عروسی
تو کی زاکی؟
تو ك..نمه! :
تو لي
تو مونی
تو نخ بودن
تو هم هستى
توالت
توبگا موبگا
توپ
توخوم
تور کردن
توقع
تولد
توله
توله سگ
تولی
توی پاچه کردن
ته بندی
تهران
تهران (طهران)
تیتناسک
تیتیش
تیتیش مامانی
تیراندازی
تیرکمون زدن
تیریپ آرت
تیریپ برداشتن
تیشتر
تیغ زدن
تیغیدن
تیف
تیک تاک
تیکس
تیکه
تیکه انداختن
تیکه یخ
تیله بازی
تیلیت
تیم ملی
تیوت
تي تاب
تيسك
تيسيدن
تيكس
تيكه
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!