فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مَردی
مَشتی یا مشدی
مَمَر
مِشَد
مِلو
مُخ‌کوب
مُل
ما این همه راه اومدیم
ما تحت
ما رو باش با کی اومدیم سینزده به در!
ما رو باش رو دیوار کی داریم یادگاری مینوسیم!
ماچت کنم کبود شی؟
ماخ
مادر بگرخد
مادر بگرید ! (مصدر گریستن)
مادر به خطا
مادر پیاله
مادر پياله
مادر جنده
مادر فولادزره
مادر قحبه
مادرت رو به عزات می شونم
مارموز
مارمولک
مازش
ماس ماس
ماس ماسک
ماس ماسك
ماس مالی
ماست
ماست مالی
ماست مالی کردن
ماسماسَک.
ماسماسک
ماسمالی
ماسمالیزیشن
ماش مخ
ماشالام
ماشین لباسشویی
مال
مال این حرفا نیسی
مالیدی به گوشکوب
ماليدن
ماليدن به گوشتكوب
مامِله
مامان
مانتی گل
ماندق mandogh
ماندن درکیلومتر 5
مانقا
ماهی گیاهه ؟
مایماخ
مایه
مایه خالی
مایه دار
ماییدی گا رو؟
ماییدی گارو
مبارکه
مبارکه؟
مپلاغ
مت
متجاکش
متدیوث
متديوث
مترو کنار
متشکریم از تشکراتتون
متنچقان
متین
مث بنز
مث خری که تی تاب می خوره شدم!
مث سگ
مثکه
مثل قاشق نشسته پرید وسط
مثل ندیده ها
مثلا من بلدم ...
مجادله کردن
مجبورم
مجتو لاشخور
مچتور علیه
مچل كردن مخفف ( مچ كردن ) م كسره ميگيره
محاز سر گی
محسن
محسن نامجو
محمد علی ام اس آی
محمود
محیا
مخ تنگ
مخ تو فرغون ریختن
مخ ريغوندن
مخ زدن
مخاطب خاص
مخت پنج میزنه
مخترع
مخش رفته تو شصت پاش
مخلس
مخلص
مخلصتيم
مخلصم
مخم گوزید
مداد رنگى
مربا (mereba)
مرتبط نداره
مرتضی پاشایی
مرتیکه
مرتيكه
مرتيكه يزيد
مردک
مردن
مرده خور. morde khor
مرده گوزید
مرده گوزید کفن پوسید
مرده گوزيد
مرده هم میگوزه
مردیکه
مرز
مرسده
مرصاد
مرغ
مرغ زرین
مرغ مینا
مرفه بی پول
مرگ من
مرنگ
مرودشت (مردشت)
مریم
مزاح
مزازره
مزخرف
مزقون چی
مزقون/مزغون
مزه بهشت میده
مزه تو پاسگاه
مژگان
مسابقه والیبال ایران - ایتالیا
مست خواب
مستجاب
مستر سوتی(MR sooti)
مستراح
مستمنِأ
مسجد
مسخره
مسیرت خورد
مشاور
مشاور مدیر عامل
مشت
مشتی
مشدی
مشروبات
مشنگ
مصیبت
معاشقه
معامله
معروف
معصومه
معلم
معلومات
مغز تهی
مغز فندقی
مغز کوچیک
مغزم پشم درآورد
مغزم سرويس شد
مغزم گوزید
مفت بری
مفت خور
مفت کش
مفنگی
مفنگي
مقعد بوس
مقلته
مکان
مکس
مکنج
مكان
مگس پروندن
مگس وزن
مگه انه
مگه تخمتو کشیدن؟
مگه شام ميدن؟
مگه ظرفیتت پره؟
ملا کردن
ملاخور کردن
ملاخور کردن.
ملژ
ملس
ملکه
ملنگ
ملو
ملوچه
ملیحه
ممد کلاسپد
مملي
ممنون
مموتی
مموشی ( با فتحه ی میم اول )
ممه
ممه نشور
من
من دیگه حرفی ندارم
منج
منچز
منحرف
مندل
منفور
منم میگم شب خونمون دعوتی
منو گسترده کردید
منوچهر
منی
منيژه خانم
مو قشنگ
مواظب زیباییت باش
موتور
موتور (...س موتور)
موتوری کشیدن
موچ
مودیفیکیتور
مورد عنایت قرار گرفتن
موز
موس چکه زن
موس موس
موس موس كردن
موسی کو تقی
موسیقی
موش
موش مرده
موش موشک
موشجل
موضعتو مشخص کن
موقع کار ریدنش میگیره
موکت
مول کردن
مولا (MOLA)
مولا قسم
مونا
مونالیزایی
مه مه
مه، آقای شیروانی،5کیلو تریاک،تو داشبورد،نه!!خرمایه
مهاباد
مهاجر
مهتابی
مهتیاره
مهدی
مهدیس
مهراد هیدن
مهرشاد
مهرنوش
مهری
مهسا
مهشید
مهشيد
مهمل نباف!
مهندس
می زنمت مثل سگ صدا بدی
میبینی؟ ای کاراته ها میمینی؟ ای کاراته
میتی
میثم
میجو
میچرلیخ
میخ
میخ توش نرو
میخ شدن
میخوامت
میدون گاج
میراث
میرزا - میرزو
میره
میره که ایطو باشه
میزنم مث ونگ(wang) بپاچی به دیوار
میس انداختن
میسکال
میشل
میل در سرمه دان
میلاد
میلان
میلیون
میمون
میمی
مینا
ميره
ميلدون
ميلي فيندريك
مينودشت
ميون کلامتون کارخونه ي قند
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!