فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

فَ فَ
فَکَستَنی
فِرتی
فِگِرِ بَسَه
فِنچ
فِیس
فابریک
فاحشه
فارسی
فارسی شهری
فاز
فاز به فاز شدیم رفت
فاز دادن
فاز طی کردن
فاز گرفتن
فازت چیه
فاطما
فاطمه بِر
فاطمه عره
فاطی کوماندو
فاک
فاک به
فاک یو
فاکبان
فام فام
فامیل
فانتاستیک
فانتال (Fantal)
فانتزی
فت فت کردن
فتح اله
فتل
فحش خار و خاشاک
فحش خواهر مادر
فحش خواهر و مادر
فحش ناموسی
فد كردن ( ف كسره ميگيره )
فدا مدا
فدات
فدای...بشم
فدایی داری
فداي سرم
فدراسیون
فدوی
فر خوردن
فر دادن
فر زدن
فرار
فراشبند
فرت
فرتلنگ
فردیس
فردین
فرزام
فرشاد
فرق فنکوئل
فرقه امیرکبیری قشر کی ال (KL)
فرگوسن
فرمالیست
فرناندا لیما
فرنگی وش
فرنود
فرنود شوشول
فرنوش
فروهر
فرویی
فرهاد مجیدی
فری فشفشه
فریبا
فریبا جون
فزِّه بازي درآوردن
فس فس کردن
فسقلی
فشفشه
فشل
فضانورد
فضولی
فضولی نکن
فطیر
فقط تو خوبی
فک زدن
فکر
فکسنی
فكش بابا---fakesh baba
فل
فلانی
فلفل سبز
فلفور
فلمس
فنا
فناک
فنتیل
فنچ
فنچ (Fench)
فنچول
فنچول منه
فندی
فوبیا
فوت آب
فوفول
فوقولانس
فیریک
فیکانو
فیلتاتور
فیلترینگ
فیلم جنگی
فیلم زهره (نرگس 2)
فیلینگی
فینگرسیل
فيس و تكبري
فيلووو
فينگيل
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!