فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عارق یاکریم
عاشقتم
عالیشهر
عامو
عامو ولش کن
عباس قادری
عبد ربه منصور هادی
عبدالله
عبدالله چگيني
عجب دكتري سوار شديم
عجقم
عجیب غریب
عجیجم
عدد بده
عددی نیستی
عر زدن
عربی
عرفان
عرق
عروس
عزیزم
عزیه گرات
عسل
عسیسم
عشق
عشق است
عشق و حال
عشقولانه
عشوه خركي
عشوه شتری
عطا
عطر مشهدی
عقب شاشید
عقب مانده
عقده ای
عقیم
عکا
عکس
علافی
علفتیم
علفچوک
علمص
علی نیکوتین
علیرضا جی جی
علیس
علیه سلام
عماد
عمتو
عمرا"
عمراً
عمررررررررن
عملی
عمم سرویس شد
عمویییییی
عمه
عمه ات را
عمه قمر
عمه ننه
عمین
عن
عن آقا / ان آقا
عن تغار!
عن تو کون طرف آلاسکا شدن
عن تیلیت
عن دماغ
عن کلفت
عن مخ
عنتر بازی
عنل
عنلی
عنوش
عهد دقیانوس
عهد عتیق
عهد گای تونی
عهدبوق
عیاق
عیال
عیندال
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!