فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ســوس تــُون
سَرحدي
سِس
سِکرِت
سِگان
سِوِر (sever)
سِی ناموسَن
سُر خوردن
سُریدن
سُکیدن
ساده لوح
سادینا
سارا
ساسوک
ساسی
ساعت 9 بذارش شهرداری ببره
ساغر
ساقو زای
ساک زدن
ساکسوپوز
ساکسیفون
سال
سالات
سالاد
سالار
سالوادور
سامان ویلسون
سامانه
سامورایی
سانتال مانتال
سانتی مانتال
ساندیس
سانديس 200
سانفرانسیسکو رفتن
سایرین
سایز 3 ایکس لارج
سبز پرفسوری
سبز شدن، سبز زدن
سبیل قاطری
سپل
سپوختن
ستم
سده
سر گره گره ای
سراج
سربازی
سرتق
سرتقول
سرچوکی
سرخوش
سرسیلندر
سرش خیسه
سرش گرده
سرطان
سرکار گذاشتن
سرکلیدی
سرکن
سرم وصل کردم
سرنوشت
سروری
سرویس شدن
سرويس شدن
سرويس كردن
سرهنگ علیفر
سریال 24
سریرا
سریش
سریع باش یره
سري سه را كه
سريش
سسی اومدن
سعید
سفارتخانه
سفت
سفق
سفک گوشین گویروقو
سفله
سفید و تپل
سقف نیس که رعد وبرق
سقلمه (sogholmeh)
سکس
سکسی
سکوت کردن
سکولار
سكينه سلطان
سگ
سگ آقای پتیول
سگ باهاش چلو کباب نمی خوره
سگ بغل کردن
سگ بغل کن ، گربه ماچ کن
سگ به حالت نباشه
سگ پا
سگ پدر
سگ پز
سگ پزی
سگ پشیمان
سگ پیله
سگ تو روت
سگ تو روحت
سگ تو روحش پرواز كنه
سگ تو روحش+2
سگ تو ضرر
سگ خور
سگ خورد
سگ خورد!
سگ داشتن
سگ درصد
سگ دو
سگ سبیل
سگ سرما
سگ سوزن خورده
سگ سیبیل
سگ صدا
سگ صورت
سگ عو نمیزنه
سگ قلط
سگ لرز
سگ‌چرخ
سگلری
سگولک (sagoolak)
سگی
سلامت
سلامسک
سلطانی
سلفی گرفتن
سلگر selger
سلمان
سلوووم
سلیقه
سمانه
سمقاور
سن بالا
سنبل کردن
سنبول خان
سنجد هم بکش
سندرم آقوی همساده
سندرم از هم گسستگی بافت های تهتانی
سندرم راهنما
سندرم شب تولد
سندرم یخچال
سندرمِ بغل گرمِ مالِ خودِ آدم
سندله
سنده
سنگ پای قزوین
سنگ پاي قزوين
سنگ پاي واشنگتون
سو اَگ SWAG
سوار درخت انگور
سوال امتحانی
سوال امتحانی !!!
سوبله
سوبول
سوپر
سوپر قلعه
سوتی
سوخیدم Sokhidam
سودا
سوراخ جورابتم
سوراخ جورابتیم
سوراخ مورچه
سوراخی
سورولّو
سوزماني
سوزول
سوس توله
سوسک توله
سوسک چُسو
سوسک کردن
سوسو ملسو
سوسول
سوسوله
سوسه آمدن
سوسه اومدن
سوکُلی
سوكس
سوگی
سه بازی
سه بر
سه پشکلی
سه پلشت (سه پلشک)
سه سوت
سه شدن
سه کارکردن
سه نما
سه و چهار زدن
سهراب ام جی
سهراب ام.جی
سی جی
سی جی - C.G
سیا واجان
سیاستیه هاااااا
سیامک سنجرانی
سیاوش سیجل
سیاه بازی
سیبه
سیبیل شهرام صولتی
سیت بودن اوضاع
سیج
سیجل
سیچه؟
سیخ جیگر
سیخ چوله (sikh choula)
سیخ شر
سیخ کردن
سیخ کولی
سیخ میخ
سید
سید مهدی رحمتی
سیرابی
سیرابی گلاسه
ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺍﻡ ﺟﯽ
سیرداغ
سیروس
سیریش
سیریش شدن
سیسِلالِنگ
سیسو !
سیسی
سیشتی
سیشتیل آباد مستقیم
سیک
سیک اوز
سیکتر....sikter
سیکتیر
سیکتیر بابا
سیکتیریشن===siktiration-----
سیکدر
سیکدیر
سیکیم خیاردی
سیکیم خیاری
سیکیوز
سیلش کو
سیمسالامی
سیمیت
سینا
سینه
سینه پهلو
سیهدیر
سيس
سيكتير
سيكديريك
سيكيپلي
سيكيم خياري
سيكيمي يه
سيم ثانيه
سيم ظرفشويى
سيما
سيه صوفت
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!