فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ر داره
رَكَب زدن
رُم
رابطه
رابین هود
راجکاپور
راحت الحلقوم خور
رادست (راهه دست)
راست کردن
راضیم ازت
رامراد
رامسِد ، رانگ ساید
رانی
رانیمبرم
راه دادن
رباتیک
رپ مناطق محروم
رجه
رخ گرفتن (rokh)
ردّ
ردّ مفاخر
ردّی
ردیف
ردیفه radife
رسیدی نامه بده
رشت
رشغال
رضا
رفته رو شبکه ۴
رفسنجان
رفع كوتي
رفیق شیش
رفیق فاب
رفیق فابریک
رفيق فابريك
رلتا
رله
رمه جوئه
رنده شدن
رو اعصاب
رو اعصاب کسی اسکی رفتن
رو چلنتی
رو سیاتم
رو شاسی
رو فورم
رو مود
رو نروه
روان پاک
روان پاک (پاک روان)
روبه راه
روپایی زدن
روتین
رودار
روژان
روژینا
روسپی
روسپي
رول
رومینا
روی عن اسکی رفتن
روی گوه اسكی رفتن
روي گوه اسكي رفتن
ریتالین
رید تو حالش
رید تو هیکلت
ریدمان
ریدمولاسیون
ریدن
ریدن و نشستن رویش
ریده برقی
ریده مال
ریدی
ریدی آب هم قعطه
ریدی بو میدی
ریدی داداش
ریدی نفهمیدی
ریس و رالی
ریضمو
ریغ ماسی
ریق ماسی
ریقو
ریقونه
ریمیل
ريخچه مال
ريشت رو بخورم
ريشت رو بليسم
ريقو
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!