فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

آ آک آک
آ پنیر
آِژ داشاخ
asl
آب انار
آب بستن
آب تو کون
آب جق نبات
آب چاقال
آب دادن
آب زیپو
آب زيرکاه
آب شنگولی
آب قطعه
آب قطه
آبادان
آبجلق زاده
آبجی زهرا
آبدار
آبکی
آبمست
آبو بریز همونجات که میسوزه
آبودان خوراک
آپار
آپنیر
آتراکسیون
آتو دادن
آجور
آچل
آچمز
آخ
آخرش
آدرس مِشدی
آدم آهنی
آدم باش
آدم خوار
آدم شق و رق
آدم گُرمَز
آدم یُبس
آرا ویرا
آرمین
آروغ
آروغ روشنفکری
آروغ فندقی
آروم
آره تو هم خوبى
آزاده
آزادی
آزادی یواشکی
آژ داشاق
آژیر
آس
آستين
آسفالت کردن
آسمون
آسیو(asio)
آش پختن
آش فروش
آش کوردی
آش و پت
آشخور
آشغال
آشغال پسند
آشغال جوراب
آشو پت
آشیخ پلوشتک
آفتابه
آفتابه بازی
آفتابه دزد
آفتابه رو گرفت بهش
آفتافه (= آفتابه)
آفریقا
آفرین
آفسايد
آقــولیاد واقــولیـد!!:))
آقا داوود
آقا دایی
آقا مجتبی‌
آقادایی
آقازاده
آقام
آقام آقام !
آقای باقری
آقای گودرزی با خانم شقایقی فامیلن؟
آقای مهندس! دکتر! پروفسور!!!
آقاي خرچنگ‎‎
آقوی همساده
آک بند
آکبند
آکله
آکله (Akele)
آکواریم
آلا بینم
آلاخ
آلاگارسون
آلای دولای
آلت پریش
آلت پريش
آلن
آلوخ
آلونک
آماتور
آمار دادن
آمار گرفتن
آمپاس
آمپول زن محل
آمجيخ
آمل
آمو جونی
آناناس
آنتن
آنتنه
آنتی پـَ نــ پـَ
آنتیک
آنگول
آواجی
آواکس
آورین
آویزان
آویزون
آویزون شدن
آی کیو جلبک
آی کیو جوجه بوقلمون
آیس
آینه بغل
آیینه بغل ِ ولوو
آيناز
اَجق وَجق
اَجق وَجق (Ajagh Vajagh)
اَزتَختَنَه
اَلَکلی
اَنَ!
اَنِ تیلیت
اَنِ مهم
اَیاق
اِتاخ
اِس دادن
اِشتب
اِمام
اُبی oby
اُس كردن
اُسُّو بِرِسّون
اُسّو OSSO
اُمُّ‌البِگا ommolbega
اُمُّل
اُوِردُز ملکوتی
ابای
ابر شدن
ابراهیم
ابراهیم(ع)
ابرو پلنگ
ابروی پاچه بزی
ابله
ابنس
ابنه ای
ابو طیاره
ابول
ابول لل داش
ابولحسن نجفی
ابول‌مغز
اپل
اتسه بينيم با
اتول
اجق وجق
اجمالتیم
اچمز
اچیلارسان
احسان
احمد مولا
احمد نارنج
احمق
احوال پرسی
اختروو
اخذ حال
ادا اطوار
ادای تنگا رو درآوردن
ادای زرنگا رو در آوردن
اداى تنگ ها رو در آوردن
ادبار
ادرار
اراجیف
ارادت معکوس
اراک
ارایه دادن
ارجینال
اردشیر
اردک الزمان
اردوان
ارمان
ارميخ
ارنجمنتی بودن
ارنعوت
ارواح خاک باغچتون
ارواح عمت
اروپاییه
اریا
از اون لحاظ ...... اونها رو هم برات درست مي كنيم!
از اینجا باز کنید
از بغل برو
از ترس ریدن
از تو خیال که..؟
از تو لپ لپ
از جلو چشام خفه شو حوصله تو ندارم
از دماغ فیل افتاده
از زیر فیلتر رد شدن
از زیر کار در فتن
از سرم خرجنگ بلند شد
از شوخی گذشته
از طاق افتادن
از ک... آوردن
از کون اردک سر در نمیاره
از یاد کردم
ازتسمشس!
ازگل
ازهول(asshole)
اژدرپلنگ
اژدها
اسب حیوان نجیبی است
اسب موس کِلا
اسپم
است
استاد خسته نباشید
استاد خیابانی
استاد دونی
استاد کردن
استان مغان
استرچ مشکی
استرخ
استفراغ
استقلال
استمناء
استوراخ
استیو جابز
اسدالله خان
اسفالت شدن دهان
اسکل
اسکناس
اسکودی کلاچ
اسکول
اسکول کردن
اسکی رفتن
اسكل
اسكول
اسگل
اسلوموشن
اسم+فلافل
اسمارتیس
اسمز
اسمى
اسی
اسید (acid)
اسیدی
اسیدی حال دادن--acidi
اشتب
اشتباه استراتژیک
اشتون
اشغال بودن
اشفیل یا اشپیل
اشک
اشک ریختن
اشکم
اشکول
اشكول تپه
اشلون
اشمیخ
اصغر آرنولد اینا
اصغر دخالت
اصغر فرهادی
اصفهان
اصل
اصل (asl)
اصل بینل
اصن فرض کن این بابا چماق
اصن یه وضعی
اصن یه وضی
اعتماد به سقف كاذب
اعصاب
اعمال قانون
اغضر اینجاکو نخوبن
اف بی
اف جی اس
اف سی لنگ 04
افاضه فضل
افتاتیک
افتاد
افتض
افسانه
افسوس
افقی شدن
افه نیا
اقا لاته شلوار پاته؟
اقاجون
اقای زاپاس
اقدس
اققی
اکازیون
اکبر !!
اکبر نارن
اکشن
اکله
اكسترس(=استركس)
اگه آرژانتینو بردیم
الا یا اله
الاغ
الان میترکی
البت
الت پریش
الت خر مسواک زدن
التماس دعا
الدنگ
الف صفر
القيرتك
الکل
الکی خوش
الكي
الكي خوش
الكي خوش بودن
اللر
الله بختكي
اللهمُ بیر بیر
الو سامان خودتی؟
الو گرُگرُی
الهام
الّهم بیربیر
الیاس
ام جی
امام بر حق
امتحان
امجخ
امکانات فضانوردی
امیر (AMIr)
امیر(amiR)
امیررضا
امین
امير آباد
ان
ان جوجه-انچوچک
ان چَرخ کردن
ان کف
ان کلفت
اناقا
اناناس
انتقاد
انتلکت
انتلکچوال
انجوجک
انچوچک
اند (end)
اند مرام
انداختن
انداختن به دیگری
اندک ماه
انگار كابل رو گرفتي
انگل جامعه
انگلات
انگوز
انگول
انگولک کردن
انگولك كردن
انگولی
انواع داف
انیتا
انیز (aniz)
انیکه
اوا خاک عالم........
اوا خواهر
اوا مامانم اینا
اوبس
اوبی
اوپن مایند(open mind)
اوپولو مولولو بولولوتم
اورژانسی
اوزگل (با فتحه ی گاف )
اوزون علیه السلام
اوس مخ
اوسّا چُسِک
اوسکل
اوسگل
اوسگل ، اوشگول (ابهام زدایی)
اوسگل کردن
اوسگول
اوشکول
اوشكول
اوشگول زدم بهت لایی
اوشه
اوفییش(اوفی-اوف)
اوکی
اول دماغش تو اتاق میاد بعد خودش!
اولیور
اومد حرف بزنه ريد
اووپ
اوورت
اووف
اوووووه مای گااااد
اوه
اوه شت
اوهم(ohm)
اوی
اوي دل خود دار
اهل بخیه
اهل دود
اهن کون کلنگ
اهواز
اهه
ای تو حلقت
ای زبه ( ey zebe)
ای کسانی که
ای لگنت لعنت
ای ول
ایچه ی
ایران
ایران، مفروش از پیکان!
ایستادن
ایستگاش کنیم
ایستگاه کردن
ایستگاه کسی رو گرفتن
ایستگاه گرفتن
ایستگاه گرفتی؟
ایسکیویجه
ایسگاتو گرفت
ایسگاه کردن
ایفتیضاح
ایکبیری
ایکی ثانیه
ایگارس
ایگی
ایمان
این اصغر فرهادیه
این بزغاله نه یکی دیگه
این پاش به اون پاش میگه گه نخور
این کاره
این گوله
اینته خی
اینجا خانواده نشسته
اینجا سگ پر نمیزنه
اینجیل
ایول
ایییییییییییییییهه
اییييش
ايسگا
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!