فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیكتیر

 
۱۵
بالا
۷
پایین
مطلقاً به معنای «خفه شو» و «خفه»
- شک ندارم که بالأخره نازنینو می‌گیرم
- سیکتیر بابا ... اسم نازنینو دیگه جلوم نیار
واژه های مرتبط: داشاق خفه
نویسنده: دامون
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
فک زدن

 
۹
بالا
۲
پایین
زیاد حرف زدن، حرف اضافی زدن، وراجی کردن، حرف بیفایده زدن
پانوشت:
متاسفانه این واژه از رکیک ترین الفاظی است که به فراوانی هم استفاده می شود. و علت اینجاست که کاربران خاستگاه معنایی آنرا نمی دانند. فک زدن در اصل حرکت جنسی سگ سانان در جلب توجه جنس مخالف و نشان دادن ولع جنسی است که در آن سگ نر به سرعت آرواره پایین خود را به بالایی نزدیک و دور می کند. ( دوستانی که سگ دارند حتما دیده اند) لذا ترجیحا اجتناب از کاربرد آن اولی است.
این همه اون بالا فک زدیم حالا بازم بگو!

انقد فک نزن بابا سرمو بردی!
نویسنده: دامون
۱۵ فروردین ۱۳۹۱
مبارکه؟

 
۱۵
بالا
۰
پایین
یعنی آیا فلان چیز را به تازگی خریدی؟
مریم کیفت مبارکه؟
واژه های مرتبط: -
نویسنده: دامون
۱۵ فروردین ۱۳۹۱
تخماتیک

 
۱۶
بالا
۶
پایین
افتضاح و الکی و بد. همان تخمی است
آخه این چه تیپ تخماتیکیه زدی؟؟!
واژه های مرتبط: تخمی تخیلی سیکیم خیاری
نویسنده: دامون
۱۵ فروردین ۱۳۹۱
شاس مخ

 
۱۳
بالا
۱
پایین
آدم داغون و قاطی از لحاظ مغزی و مشاعر که عموما کارهای خنده دار و احمقانه ای از او سر می زند.
شاس مخ! بازم نفهمیدی چی میگم؟ برو تو فارسی شهری ترجمه کن حرفامو
واژه های مرتبط: شاسگول اوسگول
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
تو کف

 
۱۱
بالا
۲
پایین
حالتی بد و ناراحت کننده. که حتی توصیف آن هم دردناک است و در آن فرد شدیدا در طلب چیزی است که موجود نیست و به آن احساس نیاز می کند. و برای به دست آوردن آن ممکن است کارهای عجیب و سختی بکند.
بد جوری تو کف یه نخ سیگارم این نصفه شبی. جایی باز هست الان بریم بیگیریم؟
واژه های مرتبط: تو کف موندن
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
لوس انجلس رفتن

 
۱۸
بالا
۳
پایین
داشتن رابطه جنسی از پشت
این واژه در کنار سانفرانسیسکو رفتن در سریال دایی جان ناپلئون ضرب شد
عمو اسداله: آخه بی عرضه اگر عرضه سانفرانسیسکو رفتن نداریؤ اقلا یه سری به لوس انجلس بزن اتفاقا آب و هواش هم بهتره!
واژه های مرتبط: سانفرانسیسکو رفتن
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
فارسی شهری

 
۳۳
بالا
۱
پایین
سایتی که به مستند سازی واژگان و اصطلاحات زبان مخفی می پردازد.
اوسگول چرا تو هیچی از حرفای مارو نمی فهمی؟ میخای یه دوره فارسی شهری بذارم برات؟
واژه های مرتبط: زبان مخفی
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
شاس مخ

 
۱۰
بالا
۱
پایین
آدم احمق و پرت از موضوعی که عموما کارهای احمقانه ای از او سر می زند
شاس مخ تو چرا زبون آدمیزاد سرت نمیشه؟ میگم خود مریم به من گفت که نامزد کرده باز سریش بازی درمیاری؟؟؟
واژه های مرتبط: اوسگل شاسگول
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
کالیبر

 
۳۶
بالا
۱
پایین
واحد بین المللی! اندازه گیری میزان گشادی! (تنبل بازی و اینا)
ماشالا کالیبرتم که هر روز در حال افزایشه!
واژه های مرتبط: گشاد گشادبازی
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
مرفه بی پول

واژه روز در۱ اسفند ۱۳۹۰

 
۳۵
بالا
۱۱
پایین
طبقه ای از مردم امروزه ایران که درحالیکه پول زیادی در کاسه ندارند سعی می کنند به سبک سیاق مرفهین بی درد زندگی کنند. و حداقل ظاهر زندگی خود را مرفه نگه دارند.
اولی:این سیا اینا هم عجب مرفهین بی پولی هستنا
دومی: آره بابا، هرچی دارن به بر دارن، تو بقچه ... خر دارن
واژه های مرتبط: مرفه بی درد کامبیز
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
زید

واژه روز در۶ بهمن ۱۳۹۰

 
۱۱۴
بالا
۳۲
پایین
دوست دختر، زنی که با وی رابطه دارم و مایل نیستم الان اسمش را بگویم.
این وازه از اسم یکی از دو شخصیت فرضی و ناشناس در دستور زبان عربی (یعنی عَمر و زید) گرفته شده. یعنی یک کسی. از همین رو قدیمی ترها آنرا به همین معنی یعنی یه کسی ، یا یک آدم ناشناسی استفاده میکنند.
استیل زید سیامک از جنیفر لوپزم شاخ تره.
واژه های مرتبط: داف دافول دختر
نویسنده: دامون
۲۷ دی ۱۳۹۰
چارشنبه
محل رواج: تهران

 
۱۴
بالا
۴
پایین
بیلاخ!
(از انگشت کوچک خود شروع به شمردن روزهای هفته بکنید)
شنبه، یکشنبه، دوشنبه، سه شنبه، (و حالا شصت) چهارشنبه!
اولی: میری بیرون سه تا نون هم می گیری؟
دومی: آره چهارشنبه می گیرم برات!
واژه های مرتبط: بیلاخ سیکتیر بابا
نویسنده: دامون
۲۷ دی ۱۳۹۰
دمت قیژ
محل رواج: تهران و اکثر جاهای لات نشین

 
۱۶
بالا
۰
پایین
دمت گرم، زنده باشی، ایول!
عموماً برای ابراز هیجان با بیانی مثبت در هنگام تشویق یا تایید کسی استفاده می شود.
بابا دمت قیژ چه تیپ خفنی زدی
واژه های مرتبط: دمت گرم
نویسنده: دامون
۲۷ دی ۱۳۹۰
تیکس
محل رواج: تهران

 
۶
بالا
۴
پایین
سیگار
عاطفه جان یکم زودتر میای بیرون یه تیکس بزنیم
واژه های مرتبط: سیگار
نویسنده: دامون
۲۷ دی ۱۳۹۰
به فاک فنا رفتن
محل رواج: تهران

 
۱۴
بالا
۰
پایین
نیست و نابود شدن، به شدت آسیب دیدن، خسته و کوفته شدن
این سروان اکبری بی شرف از صب(ح) مارو سرپا نگه داشته...
به فاک فنا رفتیم!
واژه های مرتبط: به گا رفتن له شدن
نویسنده: دامون
۲۷ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!