فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ژِژو
محل رواج: دورود

 
۱۸
بالا
۶
پایین
ژژو به معنای جوجه تیغی
آخه ژژو تو مال این حرفایی
واژه های مرتبط: ژولیده بی ریخت بد ترکیب
نویسنده: کسرا
۲۵ دی ۱۳۹۰
بیخیخی بابا

 
۱
بالا
۳
پایین
اصلا حوصله کاری نداشتن
اولی :طلبه شدم بریم هف حوض یه چرخ بزنیم
دومی:بیخیخی بابا
واژه های مرتبط: بیخی.ول کن.
نویسنده: کسرا
۲۳ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!