فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تگری زدن

واژه روز در۳ دی ۱۳۹۲

 
۴۶
بالا
۶
پایین
بالا آوردن در پی مصرف زیاد و نا همگون مشروبات الکلی
هفته پیش رفته بودم دیسکو کلی‌ مشروب خوردم اونم بصورت کیلویی و قاطی‌ پا تی‌، چشمت روز بد نبینه شب ش که رفتم خونه تا صبح تو توالت بودم و گلاب بروت تگری میزدم....
واژه های مرتبط: شکوفه زدن
نویسنده: ستاره
۲۰ آبان ۱۳۹۰
در حد تیم ملی‌

 
۹
بالا
۴
پایین
خیلی زیاد، فوق الاده‌‌‌ خوب، توپ، بسیار عالی، محشر..
۱- دیشب با بچه‌ها رفتیم پارتی.. جات خالی‌.. در حد تیم ملی‌ حال کردیم
۲- وای این دختر رو دیدی .. چه خوشگل بود... قیافش در حد تیم ملی‌ بود
واژه های مرتبط: توپ
نویسنده: ستاره
۲۰ آبان ۱۳۹۰
پاستوریزه
محل رواج: تهران

 
۱۸
بالا
۳
پایین
به کسی‌ اطلاق می‌شه که خیلی آدم مثبتی و دنبال شیطونی و کارهای ریسکی‌ نیست و زندگیش رو یه روال ثابت است.
به شیدا گفتم بیا بریم غلیون بکشیم .. یه جوری منو نگاه کرد که گفتم این الان سکته می‌کنه.. عجب این دختر پاستوریزه است..
واژه های مرتبط: بچه مثبت
نویسنده: ستاره
۱۶ آبان ۱۳۹۰
گبنیده
محل رواج: چهارمحال و بختیاری

 
۲۱
بالا
۲
پایین
کلمه معادل فارسی ندارد و در یک جمله میشه معنیش کرد: لری که انقدر غذا خورده که داره میترکه و به پشت روی زمین افتاده و دست و پاهاش به سمت طرفین بازه (مثل x)
گبنیده بیم
واژه های مرتبط: سیر بیم
نویسنده: ستاره
۱۵ آبان ۱۳۹۰
ابر شدن
محل رواج: تهران

واژه روز در۱۶ آبان ۱۳۹۰

 
۴۷
بالا
۱۲
پایین
در رویا و تخیل رفتن و خیال بافی کردن به دلیل شنیدن موضوع یا خبری یا دیدن چیزی
پیشنهاد و بهش دادم طرف ابر شد.
واژه های مرتبط: رویایی شدن
نویسنده: ستاره
۱۵ آبان ۱۳۹۰
شوخی دستی
محل رواج: تهران

واژه روز در۲۳ دی ۱۳۹۰

 
۳۱۲
بالا
۱۰۱
پایین
نوعی از شوخی است که با دست انجام میشه. مثلا کسی میخواد باهات شوخی کنه میزنه تو سرت تو شکمت و غیره..
آقا شوخی دستی نکن...
واژه های مرتبط: شوخی خرکی
نویسنده: ستاره
۱۵ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!