فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شیش و هشت

 
۳
بالا
۰
پایین
شیش و هشت ب افرادی میگن که ی جورایی مث رپران ولی اگه یکی این کلمه رو گفت معنی گیج بازی میده بعضی اوقات به جای شیش و هشت میگن طرف شیش میزنه
چرا شیش هش میزنی،بازم هنگولیدی ک
باو خنگ انقد شیش نزن
واژه های مرتبط: هنگ و منگ
نویسنده: Y
۵ مرداد ۱۳۹۴
باشه توهم هستی

واژه روز در۶ مرداد ۱۳۹۴

 
۲۸
بالا
۱۳
پایین
ی جور نخود آش خودمون هس که وقتی این حرف زده میشه یعنی طرف نقش سیالشگر رو داره
علی:امروز میریم بترکونیمش
رضا:من چی بیام ؟؟؟
علی :باشه تو هم هستی
واژه های مرتبط: X
نویسنده: Y
۵ مرداد ۱۳۹۴
تو آب نمک خوابوندن
محل رواج: همه جا - همه قشر جامعه

 
۵
بالا
۲
پایین
تو آب نمک خوابوندن ی جور تیکه هس که به معنی پیچوندن و ب قول معروف خر کردن هست کاربرد زیادی داره
یعنی ی جور رام کردن طرف یا ایستگا کردن و هر چیز دیگه ای که معنی قال گذاشتن و گول زدنو میده با این اصطلاح جور در میاد
معنی بیشتری هم میده چون معنی های زیادی میده بعضیا از این کلمه برای مبهم حرف زدن هم استفاده میکنن
Y:کار x تو آب نمک خوابوندن و قال گذاشتن دختراس
A:تو آب نمک خوابوندی بد بخ رو ؟؟؟
M:هخ نبودی ببینی چطوری طرفو تو آب نمک خوابوندم حسابی پاچیده شد
T:بازم میخوای تو آب نمک بخوابونیم!؟؟!؟
X:عمرااا بتونی بخوابونیش تو آب نمک
B:باو اسکل نباش طرف ۲۰ نفرو تو آب نمک خوابونده!!!!!
نویسنده: Y
۳ مرداد ۱۳۹۴
باحال

 
۳
بالا
۱
پایین
خنده دار ترکیبی از جالب و چیزی فراتر از اونه
وقتی طرف ب کسی میگه باحال یعنی فلان شخص ک بهش گفتن باحال آدم جالبی هست و معمولا همه دوس دارن با اینجور آدما باشن
X:خفه شوووووو!!!!!
Y:شنا بلدم خفه نمیشم
X:گمشو پس
Y:راه خونمو بلدم گم نمیشم
X:(در حین خنده)خدا مرگت بده
این ی نمونه از بحث آدمای باحال هست بحث این افراد جنبه شوخی داره و معمولا ترکیبی حرف میزنن با خلاقیت و ابتکار جمله میسازن
واژه های مرتبط: cool
نویسنده: Y
۱ مرداد ۱۳۹۴
اسمارتیس
محل رواج: بین بچه های خراب

 
۷
بالا
۰
پایین
اسمارتیس اسم ی نوع خوراکی هس ولی ب خاطر شباهت زیادی ک با قرص داره بعضیا برای رمزی حرف زدن قرص رو ب اسمارتیس مثال میزنن
فک کردم اسمارتیس هس انداختم بالا
علی اسمارتیس رو پاس کن بیاد
واژه های مرتبط: آبنبات
نویسنده: Y
۱۶ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!