فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جُل

واژه روز در۴ تیر ۱۳۹۴

 
۲۰
بالا
۹
پایین
فردی را گویند که معمولا تمام کارهارا با کمال اعتماد به نفس خراب کند.این واژه مخفف واژه جلبک است و در این مثال از حیث تشابه آی کیو فرد مذکور و جلبک از لفظ برجا و مناسب جلبک استفاده می شود.
این کلمه با فعل زدن همراه میشود و ریشه آن(جلبک) به صورت صفت برای شخص جل زن بکار برده میشود.از ریشه این کلمه نیز می توان به عنوان اسم خطاب استفاده کرد
1-حمید داوش امتحانت خوب بود؟
-اره ولی فرید بازم میوفته...
-باو فرید خیلی جل میزنه دوازده ترمه میشه
2-ممد جلبک کجاس؟
-همون پلشته؟نمیدونم سید
3-الو....کجایی جلبک؟
-دارم زیر فرش دنبال پول میگردم ^_^
واژه های مرتبط: جلبک دست و پا چلفتی پلشت
نویسنده: استاد معین
۲ تیر ۱۳۹۴
ریدن و نشستن رویش

 
۳
بالا
۱
پایین
برای مواردی که فرد در انجام کار دچار مشکل شود و در نتیجه شکست سنگینی بخورد.
پوریا: پاس کردی یا نه واحداتو این ترم؟
وحید:نه پوری خیلی سخت بود.
پوریا:ریدی نشستی روش که باو!!
نویسنده: استاد معین
۱ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!