فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لاشی
محل رواج: تهران و کرج

 
۱۱
بالا
۴
پایین
کسی که در روابط عاطفی ادای آدمهای عاشق پیشه را در میاورد ولی در اصل با چندین نفر دیگر هم رابطه دارد.
یا کسی که قصدش از نزدیک شدن به دخترها فقط برقراری رابطه جنسی با آنها میباشد و در اکثر مواقع پس از رسیدن به هدفشان به سرعت آنها را ترک میکنند.

کسی که قصدش از نزدیک شدن به افراد فقط تیغ زدن آنها باشد.

در معنای عام کسی را گویند که برای رسیدن به هدفهای خود حاضرند اطرافیان خود را قربانی کنند.
لاشی باشی تا شی توشه
واژه های مرتبط: لاشی
نویسنده: جمهور
۲۴ آبان ۱۳۹۴
گولاخ

 
۸
بالا
۴
پایین
گولاخ در اصطلاح به کسی میگویند که بدنش قوی و اعصابش ضعیف باشد.
دیروز رفته بودیم دعوا، دیدیم اونا یدونه گولاخ آوردن...
واژه های مرتبط: قوی بزن بهادر
نویسنده: جمهور
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دوست دختر

 
۵
بالا
۲
پایین
دوست دختر در خارج: دختری که پسر قبل از ازدواج با او قرار ملاقات میگذارد. آنها همدیگر را دوست دارند و با هم خوش میگذرانند. گاهی هم آنها بچه دار میشوند و ممکن است بعداً با هم ازدواج کنند.

دوست دختر در ایران: دختری است که پسر به او شماره میدهد، دختر هی ناز میکند، ولی در آخر شماره تلفن پسر را میگیرد و با هم دوست میشوند. دختر هی ادای تنگ ها را در می آورد که مثلاً پدر مادرش گیر هستند و نمیتواند زیاد با پسر صحبت کند، اما هی به پسر میگوید که برایش شارژ تلفن همراه بفرستد.
بعد به دوستانش میگوید که پسر را امتحان کنند.
99.99% آنها اولین بارشان میباشد. هیچ تعهدی برای آنها وجود ندارد؛ آنها با اولین خواستگارشان ازدواج میکنند، گویی که اصلن دوست پسری نداشته اند.
دوست دختر؟ چی هس؟
واژه های مرتبط: دوست دختر زید معشوقه
نویسنده: جمهور
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممه نشور

 
۴
بالا
۰
پایین
دختر غربتی، دختری که هنوز از آب و گل درنیامده باشد.
این دخترۀ ممه نشور باز اومد.
واژه های مرتبط: ممه پستون سینه پستان
نویسنده: جمهور
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
عکا

 
۴
بالا
۰
پایین
دانشگاه علمی-کاربردی
(ع) از علمی و (کا) از کاربردی
آخه عکا هم شد دانشگاه...؟
واژه های مرتبط: دانشگاه علمی-کاربردی
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
کرج

 
۳
بالا
۲
پایین
شهر 72 ملت. شهری که مهم ترین ویژگی هایش گوناگونی نژادی جمعیت و بالا بودن آمار جرم و جنایت میباشد.
علاوه بر آن نباید از آب و هوای دل انگیز و طبیعت بکر آن چشم پوشی کرد.
یا ابوالفضل بچه های کرج اومدن....
واژه های مرتبط: کرج شهر البرز استان 72 72ملت
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
یه کی بود که الان دیگه نیس!

 
۶
بالا
۱
پایین
کنایه از مرتضی پاشایی؛ اشاره دارد به یکی از آهنگ های او که میگوید؛ "یکی هست، تو قلبم...."
مرتضی پاشایی، خواننده پاپ ایرانی است که در سال ۱۳۹۳ بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
یکی هست، که دیگه نیست
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
زیدان

 
۶
بالا
۰
پایین
جمع زید میباشد، زیدها
علی برنامه بریز با زیدان بریم شمال.
واژه های مرتبط: زید دوست دختر زیدها
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
نه دیووووونه، معلومه که نه
محل رواج: ابتدا فضای مجازی، سپس همه جا

 
۴
بالا
۳
پایین
این جمله زمانی بکار میرود که یک دختر قصد دارد دروغ بزرگی بگوید.
هرگاه این جمله را شنیدید شک نکنید که طرف مقابلتان، (که معمولاً یک دختر است) شدیداً در حال دروغ گفتن است.
این عبارت از پرطرفدارترین عبارت‌های رایج در میان دخترانیست که قصد خیانت دارند، یا دارند خیانت میکنند.
-عزیزم؛ تو قبلاً سکس داشتی؟
-نه دیووووونه، معلومه که نه.

-تو هنوز دوست پسر قبلیتو دوست داری؟
-نه دیووووونه، معلومه که نه.
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
باغ فاتح

 
۲
بالا
۱
پایین
نام باغ شخصی بنام صادق فاتح که در بلوار جمهوری کرج، بالاتر از میدان سپاه (شهید آجرلو) واقع شده است. این باغ امروزه به عنوان یک پارک عمومی شناخته میشود و در کنار آن پارک تنیس احداث شده است.
بچه ها بعد از کلاس بریم باغ فاتح.
واژه های مرتبط: پارک باغ تنیس فاتح
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
قیامت بود

 
۲
بالا
۰
پایین
شلوغ بود، سگ صاحبش را نمیشناخت.
رفتیم تظاهرات، قیامت بود.
واژه های مرتبط: شلوغ
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
داعشی

 
۴
بالا
۰
پایین
کنایه از فردی که ریش های بسیار بلند داشته باشد و معمولاً گنده گوزی کند.
اصغر داداشت شبیه داعشی ها شده.
واژه های مرتبط: گنده گوز کافر ریشو
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
فحش ناموسی

 
۵
بالا
۰
پایین
ناسزایی که در آن؛ مادر، خواهر، همسر، دختر و خاله شخصی را مورد ناسزا قرار میدهند و به آنها نسبت های ناروا میبندند.
آورده اند که عمه جزو ناموس به حساب نمی آید (اما این در مورد همه صدق نمیکند و ممکن است کسی عمه اش هم جزو نوامیسش باشد، مراقب باشید).
شیطونه میگه یه فحش ناموسی بهش بدم سرخ و سفید شه.
واژه های مرتبط: ناسزا فحش
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
قهوه ای کردن

 
۳
بالا
۰
پایین
کنایه از ریدن به کسی یا چیزی، این واژه بصورت فعل بکار میرود و زمانی استفاده میشود که شخصی چیزی بگوید که مخاطبش خجالت بکشد و سرخ و سفید شود یا آبرویش برود.
دیروز جعفر به دختره پیشنهاد دوستی داد.
دختره هم نامردی نکرد، قهوه ایش کرد گذاشت اونجا.
واژه های مرتبط: ریدن آبرو بردن
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
تو جسمت

 
۳
بالا
۰
پایین
نوع بی ادبانه تر "تو روحت" است.
وقتی میگوییم "تو روحت" منظور "سگ تو روحت" میباشد، اما وقتی میگوییم "تو جسمت" منظور چیز دیگریست...
-به روح اعتقاد داری؟
-نه
-پس تو جسمت.
واژه های مرتبط: روح اعتقاد جسم
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
والا
محل رواج: همه جا، علی الخصوص فضای مجازی

 
۳
بالا
۰
پایین
همان ولله است. که برای سهولت در نوشتار و پیامک، تنها حروفی را که ادا میشود، مینویسیم.
نوعی قسم است، همچنین زمانی که مخاطب حرف ما را باور نکند میتوان از آن استفاده نمود که تأثیر بسزایی دارد.
-بلخره مخ دختره رو زدم.
-زر نزن باو!؟
-والا، بیشوخی میگم.
واژه های مرتبط: ولله بخدا قسم
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
آروغ روشنفکری

 
۵
بالا
۰
پایین
ادعای روشنفکری کردن، که معمولاً بر روی ظاهر و لباس پوشیدن فرد هم تأثیر میگذارد.
طرف هیچی از سیاست نمیدونه، اومده واسه ما آروغ روشنفکری میزنه.
واژه های مرتبط: ادعا
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
کریم
محل رواج: سریال فاطماگل سپس فضای مجازی

 
۴
بالا
۱
پایین
کنایه از کسی که به چیزی که میخواهد نمیرسد و در فراق آن اندوهگین است.
این واژه از سریال ترکیه ای فاطماگل وارد دایره لغات پارسی شده است، اشاره به آن دارد که کریم تلاش میکند که به فاطماگل برسد ولی فاطماگل او را پس میزند.
سمبل نرسیدن به معشوق در دنیای مدرن.
سمبل بی غیرتی.
دلم واسه سعید میسوزه. دوست دخترش ولش کرده، اونم مث کریم نشسته فقط داره جلق میزنه.
واژه های مرتبط: نرسیدن فاطماگل
نویسنده: جمهور
۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
میمی

 
۵
بالا
۲
پایین
ممه یا سینۀ دختران جوان که بسیار ریز و کوچک باشد. (مینی ممه)
دختره هنوز میمی هاش جوونه (جوانه) نزده.
میمی هاشو نگاه کن.
واژه های مرتبط: ممه پستون سینه پستان
نویسنده: جمهور
۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
باو
محل رواج: شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی

واژه روز در۲۵ فروردین ۱۳۹۴

 
۴۴
بالا
۱۲
پایین
همان "بابا" است.
در واژه هایی همچون "برو بابا"، "نه بابا"، "آره بابا"، "ول کن بابا" و...
از آن رو که در یک دورۀ زمانی اگر به هرکس میگفتی "برو بابا"، "ول کن بابا" میگفت: "مگه من باباتم"، این واژه برای مقابله با آن بکار برده شد.

صورت فینگیلیش آن به این صورت است: baw

نباو: نه بابا
برو باو، آره باو، نباو، ول کن باو
واژه های مرتبط: نباو بابا
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
عنوش

 
۲
بالا
۲
پایین
نوعی فحش است. ترکیب شده از واژه های عن+نوش.
معنی تحت الفظی آن به معنی کسی که عن مینوشد میباشد.

صورت قدیمی تر این واژه؛ "گه خور" است، اما عنوش بسیار مؤدبانه تر و باکلاس تر از آن است.
مثلاً:
بیا دیگه عنوش،
خفه شو عنوش،
عنوش خان رو ببینااااا، باز خودشو چس کرد.
واژه های مرتبط: گه خور انوش
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
لاسو

 
۳
بالا
۰
پایین
کسی که بسیار لاس میزند.
مثلاً: با اینکه خیلی لاسو هستم ولی بسیار مؤدبم.
واژه های مرتبط: لاس لاسیدن
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
یَک

 
۴
بالا
۰
پایین
همان یک است. گذاشتن فتحه بر روی "ی" بجای کسره باعث تأکید بیشتر است و برای تلفظ آن استرس بر روی "ی" است.
یَک آدم زرنگیه،
یَک مهمونی تپل بگیرم که همه دهنشون وا بمونه.
واژه های مرتبط: ی یک یه
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
ی
محل رواج: فضای مجازی

واژه روز در۲۶ فروردین ۱۳۹۴

 
۴۰
بالا
۱۲
پایین
مخفف واژه یک است.
سیر تکاملی این واژه اینگونه است: یک -> یه -> ی
برای سهولت در پیام دادن و چَت کردن در فضای مجازی، واژه "یک" ابتدا بصورت "یه" و سپس بصورت "ی" بکار برده شد.
ی چی بگم؟
ی روز خوب میاد...
واژه های مرتبط: یک یه
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
ک
محل رواج: فضای مجازی

 
۴
بالا
۰
پایین
مخفف واژه که است.

برای سهولت در پیام دادن و چَت کردن در فضای مجازی بجای "که" از "ک" استفاده میشود.
ک چی مثلن؟
میدونی ک چی میگم؟
واژه های مرتبط: که
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
ب
محل رواج: فضای مجازی

 
۳
بالا
۰
پایین
مخفف واژه "به" است.

برای سهولت در پیام دادن و چَت کردن در فضای مجازی، واژه "به" بصورت "ب" تغییر شکل پیدا کرده است.

این واژه غالباً به واژه بعد از خودش میچسبد.
بتو ربطی نداری،
بمن چه،
بپا نری بگا
واژه های مرتبط: به
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
چ
محل رواج: فضای مجازی

 
۳
بالا
۰
پایین
مخفف واژه "چه" است.

برای سهولت در پیام دادن و چَت کردن در فضای مجازی، واژه "چه" بصورت "چ" تغییر شکل پیدا کرده است.

این واژه غالباً به واژه بعد از خودش میچسبد.
شلوار پسره رو دیدی چرنگی بود؟
چ ربطی داشت، یا چربطی داشت
واژه های مرتبط: چه
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
ن
محل رواج: فضای مجازی

 
۳
بالا
۰
پایین
مخفف واژه "نَه" است.

برای سهولت در پیام دادن و چَت کردن در فضای مجازی، واژه "نه" بصورت "ن" تغییر شکل پیدا کرده است.

این واژه غالباً به واژه بعد از خودش میچسبد.
"نباو" بجای "نه بابا"
منو صدا کردی؟ ن با علی بودم،
واژه های مرتبط: نه خیر
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
مکان

 
۲
بالا
۰
پایین
خانه ای که برای مدتی معلوم پدر و مادر در آن حضور نداشته باشد.
محلی که برای برقراری رابطه جنسی جور میشود.
بابا ننم رفتن مشهد، خونه مکان شده.
اکبر یه مکان جور کن این دختره رو بیاریم بزنیم زمین دیگه.
واژه های مرتبط: مکان خونه خالی
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
مشت

 
۲
بالا
۰
پایین
مَشت یا مَشد؛ به معنی باحال در انگلیسی همان Cool است.
خفن، جالب و..
عجب ماشین مشتی،
واژه های مرتبط: خفن
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
خایه خراب

 
۳
بالا
۱
پایین
این واژه دو معنی دارد:

1. بدبخت، آواره، کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد.

2. دیوث و بیشرف.
اون بدبختو نگاه کن، مثل خایه خرابا نشسته گوشه اتاق.

اصغر اینقد خایه خرابی نکن.
واژه های مرتبط: دیوث بدبخت بیچاره بیشرف
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
مایه خالی

 
۳
بالا
۴
پایین
خایه مالی است لیکن برای افراد مؤنث بکار میرود.
این واژه از جابجا کردن حروف ابتدایی واژه "خایه مالی" بوجود آمده است.
جای "خ" در ابتدای واژۀ خایه با "م" در ابتدای واژۀ مالی جایشان عوض شده است.

از آنجایی که دخترها و خانمها اندامی بنام خایه ندارند، بکار بردن واژه خایه مالی برای آنها بی معنی است، بنابراین واژه جایگزین مناسب تر است.

ممکن است این واژه بی ربط نباشد به خالی شدن مایع بعد از مالیدن اندام جنسی خانم ها.
عمراً اگه مایه خالی اون دختره رو بکنم.

دختره نیومده بود، افشین خاک بر سر مث مایه خالا واسش جزوه نوشته بود.
واژه های مرتبط: خایه مالی پاچه خواری
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
خایه کردن

 
۷
بالا
۱
پایین
ترسیدن؛ که معمولاً به همراه انقباض بیضه ها رخ میدهد و پشت آدم یخ میکند.
طرف تا مارو دید خایه کرد.

تا استاد اومد سر کلاس خایه کردم.
واژه های مرتبط: گرخیدن ترسیدن
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!