فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

بر منکرش صلوات
محل رواج: گنبد کاووس و بعد سایر نقاط ایران

 
۸
بالا
۲
پایین
این جمله هنگامی به کار میره که طرف رو بخواهید ضایع کنید و بعد بهش بخندید.
اگه مثال ها رو بخونید , بیشتر متوجه میشین !!
مثال1:
صغری : ببین با این مدل مو چقد خوشگل و تودل برو شدم!!!
اکبر: بر منکرش صلوات (و بعد خنده)

مثال 2:
اکبر: بابا تو که بلد نیستی بازی کنی چرا میخوای بیای تو تیم؟؟!!!
اصغر: خفه بابا!! مثلا من بهترین بازیکن دنیام هآآآآآآآ...
اکبر: بر منکرش صلوات (و بعد خنده)
واژه های مرتبط: ضایع صلوات
نویسنده: GH
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
متشکریم از تشکراتتون
محل رواج: گنبد کاووس و بعد سایر نقاط ایران

 
۸
بالا
۲
پایین
یه جور جملهء ابداعی هست که برای مزه ریختن بکار میره D:
موقعی که یکی داره ازتون تشکر میکنه یا راهنمایی میکنه و یا هرچیز دیگه، شما میتونین ازش استفاده کنین!!
البته یه این شکل هم میشه گفت : متشکرم از تشکراتت
(EXCLUSIVED BY GH)
اصغر: دستت درد نکنه داداش، گل کاشتی!!
اکبر: خواهش میشه، متشکرم از تشکراتت....

صغری: این خط چشم خیلی بهت میاد! از کجا گرفتیش؟
کبری: متشکریم از تشکراتتون!! از مغازهء حاج اصغر گرفتمش !!
نویسنده: GH
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
ماییدی گارو

واژه روز در۲۶ مرداد ۱۳۹۳

 
۳۱
بالا
۹
پایین
کلمهء دستکاری شده از کلمهء معروف "گاییدی مارو" که دقیقا همون معنی و میده ولی میتونین ازش راحت استفاده کنین!
چون اینجوری دیگه تلفضش معنی بدی نمیده!!!
:))))))))
بچه: داداشی !! داداشی!!‌گوشیتو بده باهاش بازی کنم...
داداشش: اینم مایید گارو -ـ- بچه !! چند بار بگم گوشیمو دستت نمیدم!

2. بابا اکبر!! ماییدی گارو بابا ..... کی میخوای پولمو پس بدی هآآآآآ ؟؟؟
واژه های مرتبط: سیریش تیلیت
نویسنده: GH
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
سالاد
محل رواج: گنبد کاووس و بعد سایر نقاط ایران

 
۲۰
بالا
۵
پایین
کسی که اصلا به حساب نیاد ، انگاری اصلا وجود نداره و حرفا و حرکاتش مسخره و مضحک و در بین جمع مسخره عام و خاص باشه !!

پی نوشت :
سالاد بازی : هم همون معنای مسخره بازی رو میده
1. هِه ...تو از اصغر میترسی ؟ اون که سالادم نیس ! هنوز جوجه اس بابا

2. اصغر بابا اینقدر سالاد بازی در نیار !! همه دارن نیگامون میکننا ...
نویسنده: GH
۳ تیر ۱۳۹۱
فاز طی کردن
محل رواج: گنبدکاووس و بعد سایر نقاط ایران !!

 
۱۰
بالا
۹
پایین
عشق و حال کردن ، سر حال اومدن ، فاز گرفتن
بیا فاز رو طی کنیم سره سه سوتی شو

به برج ایفل وصل کنیم ضبط خرجیشو !!
واژه های مرتبط: فاز گرفتن
نویسنده: GH
۳۰ فروردین ۱۳۹۱
شاه بودن
محل رواج: گنبدکاووس و بعد سایر نقاط ایران !!

 
۱۲
بالا
۹
پایین
بالا بودن ، توی اوج بودن ، تاپ بودن ، حکومت کردن روی دیگران
اینجا توی فارسی شهری شاه منم ....
نویسنده: GH
۳۰ فروردین ۱۳۹۱
خاک وَچوک

 
۲۱
بالا
۳
پایین
همون " خاک به سرم" به صورت برره ای !!!!
وااای ... خاک وَچوک!! این چه بلایی یود که اومد سرم ؟!!
واژه های مرتبط: خاک به سر
نویسنده: GH
۱۰ فروردین ۱۳۹۱
ناله بودن

واژه روز در۲۹ فروردین ۱۳۹۱

 
۱۰۸
بالا
۳۱
پایین
به معنای غمناک بودن ، دپرس بودن ، در عالم خود بودن
۱. بابا این اصغر چرا ناله شده ؟ نکنه دکترا جوابش کردن ؟!!!
۲. بردار بابا این آهنگو ... خیلی ناله اس ....
واژه های مرتبط: غم پَرَک
نویسنده: GH
۱۰ فروردین ۱۳۹۱
غم پَرَک

 
۱۵
بالا
۹
پایین
زانوی غم بغل گرفتن ، دپرس شدن ، ناله شدن
چته اصغر ؟ غم پَرَک زدی ؟ دوس دخترت ولت کرده ؟!!!
واژه های مرتبط: ناله بودن
نویسنده: GH
۱۰ فروردین ۱۳۹۱
شرتش مارک داره
محل رواج: گنبد کاووس و بعد سایر نقاط ایران

واژه روز در۱۲ فروردین ۱۳۹۱

 
۱۵۰
بالا
۲۵
پایین
کنایه از مایه دار بودن شخص موردبحث
(Exclusive by GH)
اصغر دختره رو ببین ... از اوناییه که شرتش مارک داره !!!
واژه های مرتبط: مایه دار
نویسنده: GH
۱۰ فروردین ۱۳۹۱
مخ زدن

 
۲۱
بالا
۳
پایین
بر روی مخ شخصی ( که از وی میشود چیزی کسب کرد ) راه رفتن و گفتن حرف های چرت و پرت و اضافه بر سازمان تا فرد خاطی خر شده و آن چیز خواسته شده را انجام دهد .
١. اولی : امروز میریم دربند با ماشین اصغر ، پایه ای ؟
دومی : آره! چه جوری ماشینشو گرفتی ؟
اولی : بابا کلی مخشو زدم تا بالاخره سوئیچو ازش گرفتم !!

٢. دیروز مخ استاد فیزیکو زدم که 2 نمره بهم ارفاق کنه !
نویسنده: GH
۷ بهمن ۱۳۹۰
ارواح خاک باغچتون

واژه روز در۳ اسفند ۱۳۹۰

 
۷۵
بالا
۱۲
پایین
نوع جدید قسم خوردن که شما در اون باید قسمت "خاک باغچتون" رو کمی یواشتر ادا کنید طوری که شخص مقابل با شنیدن "ارواح" فک کنه شما دارین واقعا قسم میخورین !
(Exclusive By GH)
١. استاد اجازه ! به ارواح خاک باغچتون ما میخواستیم زودتر بیایم نشد ترافیک بود !!

٢. ارواح خاک باغچتون اینقدر به من گیر نده بابا حال درست و حسابی ندارم الآن !!
واژه های مرتبط: مولا قسم
نویسنده: GH
۷ بهمن ۱۳۹۰
صفر تا صدشو جوییدم

 
۲۰
بالا
۴
پایین
این اصطلاح موقعی بکار میره که فردی در رابطه با کاری یا چیزی ، چندبار مسیر رسیدن به نتیجه رو طی کرده باشه و اطلاعاتش ( نسبت به دیگران ) کامل داشته باشه...
١. اولی : چجوری میشه از فلان بانک وام گرفت ؟
دومی : من خودم صفر تا صد وام گرفتنو جوییدم ! اول باید بری حساب باز کنی و .....

٢. اولی : تو فلان بازی مرحله سومش رو چجوری باید رد کرد؟
دومی : مثلا من خودم صفر تا صد این بازیو جوییدما ! باید اول بری الماس رو برداری و ........
واژه های مرتبط: همه چی دون
نویسنده: GH
۷ بهمن ۱۳۹۰
جهانی بودن

 
۲۰
بالا
۰
پایین
داشتن شهرت زیاد و زبانزد بودن خود فرد یا صفت و یا عمل وی در بین قشر خاص یا در کوچه و محله ویا حتی دنیا
۱. مثل خود من که الآن جهانی شدم و به تاریخ پیوستم !! با دیدن این ویدیو میفهمین: http://www.youtube.com/watch?v=h0LUPNZEdPI
لینک دانلود: http://www.mediafire.com/?jkokapbbjj5kvfk

۲. اصغر این سایت فارسی شهری که میگن چی هست ؟
یارو : نرفتی ببینی چیه ؟ بابا جهانیه الآن همه میشناسنش . توش کلمات باحالو میزارن.

با تشکر از مدیران سایت عالی فارسی شهری !!!
واژه های مرتبط: باحال توپ فارسی شهری
نویسنده: GH
۶ بهمن ۱۳۹۰
گوزمجه

 
۲۳
بالا
۱
پایین
ورژن به روز شده بزمجه که به فردی اطلاق میشه که نفهم و کله خر باشه به برای آموزش کاری به اون فرد باید ساعات زیادی رو صرف کنید در حالی که هنوز چیزی نمیفهمه !!
(Exclusive By GH)
1. آخه بچه اینقدر گفتم 2+2 میشه 4 یعنی نمیفهمی ؟ نمیدونستم اینقدر گوزمجه ایی بابا !!

2. این اصغر گوزمجه دیگه داره اعصابمو خورد میکنه ! دو ساعته دارم بهش میگم این کارت سوخته میگه نه کارت ملیه !!
نویسنده: GH
۴ بهمن ۱۳۹۰
چِغِر ( Chegher )

 
۲۴
بالا
۴
پایین
کسی که زیادی سیریش شود و یا به اصطلاح کنه شود و امور را به صورت سفت و سخت در پیش میگیرد.
1. چپ پای چِغِر تیم بارسلونا به جای مجیدی به میدان خواهد رفت !

2. عجب داف چِغِری داشتی ها اصغر
واژه های مرتبط: سیریش شدن
نویسنده: GH
۴ بهمن ۱۳۹۰
سیریش شدن
محل رواج: کل ایران

 
۱۷
بالا
۱
پایین
به معنی به کسی چسبیدن و کنه شدن به طرف علیرغم میل باطنی طرف !
1. این اصغر عجب سیریشه ها ! ول کن نبود که
واژه های مرتبط: چِغِر ( Chegher )
نویسنده: GH
۴ بهمن ۱۳۹۰
گَ گَ یی

 
۱۷
بالا
۲۲
پایین
شکل تلفظ دقیقا به همین صورت میباشد : گَ گَ یی که به صورت فینگیلش به این صورت نوشته میشود : Ga Ga ee و حالا معنی این کلمه ( البته اگه بشه اسمش رو کلمه گذاشت !!!) : همان الت یا وسیله ای که در دست به عنوان اسباب بازی استفاده شود ، هر وسیله ایی که بشه با اون وقت گذرونی کرد.
۱. اصغر در حال بازی با یویو :
فلانی : بازم که داری با اون گَ گَ ییت ور میری که ؟!!!! بس کن رفتی رو اصعابم !
۲. اصغر در حال پلی استیشن بازی :
فلانی : به به ! میبینم که تو هم از این گَ گَ یی ها خریدی واسه خودت ! مبارکه !!!!!!
واژه های مرتبط: شافتولک
نویسنده: GH
۱۵ دی ۱۳۹۰
حال گیری

 
۱۶
بالا
۰
پایین
هر گونه ضد حال زدن به طرف مقابل طوری که عکس العملی برای جبران نداشته باشد.
۱. یارو خیلی شاخ شده ... برم حالشو بگیرم این ورا آفتابی نشه !
۲. دستت درد نکنه .... خوب حالشو گرفتی .....
۳. اعصابم داغونه ... امروز استادمون حالمونو گرفت ....
واژه های مرتبط: سوسک کردن قهوه ای شدن
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
داشّاق

 
۴۱
بالا
۱۳
پایین
داشِاق در زبان ترکی به معنای "بیضه" یا در زبان عموم همان "خایه" میباشد و در فرهنگ فارسی شهری همان معنای "زهر مار" در جواب جمله اعصاب خورد کن میباشد و بعضی اوقات معنای همان "بیلاخ" یا "زرشک" را به خود میگیرد.
اولی : من بازم غذا میخوام .
دومی : داشّاق بخور !!!
واژه های مرتبط: بیلاخ زرشک سیمسالامی
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
خر گوزی

 
۲۳
بالا
۶
پایین
ادعای بیش از حد داشتن . همان معنای گنده گوزی را دارد.
اولی : لت و پارت کردم دیگه جیک جیک نمی کنی این ورا !
دومی : اینقدر خر گوزی نکن بابا بهت نمیاد سوسول !!
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
هَپَلی ( Hapali )

واژه روز در۱۷ دی ۱۳۹۰

 
۲۳۱
بالا
۶۰
پایین
برگرفته از نمایشی در برنامه کودک در دهه ۶۰ به نام محله برو بیا که در آن هپلی نماد میکروب بود که به معنی کثیف، آلوده، کسی که بهداشت رو رعایت نمی کند.
شخصی احمق و کند فهم و خالتور را نیز گویند.
هپلی برو دستاتو بشور!
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
یوپس شدن
محل رواج: گنبد کاووس

 
۱۵
بالا
۹
پایین
بد کار کردن اعضای گوارشی بدن و در نتیجه دفع نشدن مدفوع به مدت طولانی و وارد شدن فشار و اعصاب خورد شدن به خاطر این اختلال بدنی ( همان نفخ شکم )
۱. چرا رفته بودی دکتر ؟
آخه یوپسیدم رفتم دوا درمون کنم !

۲. اصغر نمیای بریم پارتی کبری ؟
نه بابا حالم خرابه ... یوپس شدم بدجور ! من نمیام ....
واژه های مرتبط: نفخ
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
سُکیدن

واژه روز در۱۷ بهمن ۱۳۹۰

 
۷۳
بالا
۱۴
پایین
این کلمه در لهجه‌ء تهران قدیم یعنی "ببین" و در زبان پهلوی از ریشهء "سهستن" یعنی دیدن و هم‌ ریشه با واژه‌ی آلمانی "Sehen" و مصدر انگلیسی"To See" میباشد.
۱. یارو رو بِسُک در نره یه وقت !
۲. بِسُک فایلی که گفتم دانلود شده !؟
واژه های مرتبط: نیگا کردن
نویسنده: GH
۷ دی ۱۳۹۰
سوسک کردن

 
۲۲
بالا
۰
پایین
خوار و خفیف کردن کسی در جمع یا گروهی و یا برای حال گیری را گویند طوری که مفعول از فاعل حساب ببرد.
۱. خوشم اومد اون بچه ننه رو خوب سوسکش کردی !!
۲. کاری نکن جلو جمع سوسکت کنم نتونی سرتو بلند کنی !!
واژه های مرتبط: قهوه ای شدن ضایع
نویسنده: GH
۴ آذر ۱۳۹۰
قالتاق

 
۲۸
بالا
۳
پایین
آدم شارلاتان و هفت خط و کلاهبردار را گویند. گاها" معنای دزد هم به خود میگیرد !!
۱. خوشم نمیاد با اون پسره بپری ... مگه نمیدونی قالتاقه ؟
۲. اصغرو میگی ؟ اون یه قالتاقیه که نگو !! سر همه محله شیره مالیده رفته !!
واژه های مرتبط: دو دَر کردن شارلاتان
نویسنده: GH
۴ آذر ۱۳۹۰
شارلاتان

 
۲۰
بالا
۱
پایین
شارلاتان به کسی که با زبان خوش، مردم را فریب دهد میگویند. کلمه ای است که ریشه در زبان فرانسوی دارد. در معنای شارلاتان میتوان حقه بازی . شیادی و چاخانی را نیز اضافه کرد.
عجب آدم شارلاتانی بوده این اصغر !! عکسشو به عنوان کلاهبردار سال چاپ کردن تو روزنامه !!
واژه های مرتبط: چاخان قالتاق دو دَر کردن
نویسنده: GH
۴ آذر ۱۳۹۰
چاخان

 
۲۱
بالا
۲
پایین
کلمه ای که ریشه ی آذری دارد و در زبان آذری به معنی دروغ است و در فرهنگ فارسی شهری به خالیبندی و دروغ های دور از ذهن و حرف های تو خالی و همچنین به کسی که خالبندی میکند نیز گفته میشود.
اولی : جات خالی دیروز زیر برج ایفل عکس یادگاری انداختیم !!
دومی : چی ؟ بابا چاخان نکن جون من ! تو که دیروز خونتون بودی ؟

واژه های مرتبط: شارلاتان قالتاق
نویسنده: GH
۴ آذر ۱۳۹۰
از طاق افتادن

 
۱۸
بالا
۲
پایین
ورود شخص دوم به مکانی که شخص اول نیز در آنجا حضور دارد و شخص اول از وی خوشش نمی آید و از او نفرت دارد.
۱. اصغر در حال ورود به آرایشگاه مش غضنفر..
یارو : باز تو از طاق افتادی که !! چی میخوای اینجا ؟

۲. نری خونه صغری شون یهو از طاق بیفتی تلپ شی ؟!!
واژه های مرتبط: تلپ شدن
نویسنده: GH
۳ آذر ۱۳۹۰
گرخیدن

 
۳۲
بالا
۱۱
پایین
مخفف کلمه گریختن است ( و به قول آقای سامی برگرفته از کلمات ترکی نیست ) و گریختن به معنای فرار کردن و به سرعت دور شدن است و کلمه گرخیدن در فرهنگ فارسی شهری به همان معنا و همچنین در بعضی مواقع معنای "از خود بیخود شدن" یا "ترسیدن" هم به خود میگیرد.
۱. داف های ما رو دیدن ..... همه شون گرخیدن !!
۲. این آهنگ رو گوش کن مخت بگُرخه !!
۳. نبودی ببینی ، تا هیکل اصغر رو دید گرخید و رفت ..
واژه های مرتبط: جَلدی خرگیجه
نویسنده: GH
۱ آذر ۱۳۹۰
گِل گرفتن

 
۲۴
بالا
۲
پایین
پلمب کردن ، بستن ، تخته کردن در جایی
۱. زیادی داری بلغور میکنی ها ! میام اونجا دهنتو گل میگیرما !!
۲. کجا میری ؟ اون مغازه بسته اس ..اماکن درشو گل گرفته....
واژه های مرتبط: تخته کردن
نویسنده: GH
۱ آذر ۱۳۹۰
بلغور کردن

 
۲۰
بالا
۲
پایین
چرت و پرت گفتن، شر و وِر گفتن، خزعبلات در کردن، حرف های نامربوط زدن
۱. این شعرهاتو برو یه جا دیگه بلغور کن جون داداش !!
۲. اینقد دم گوشم بلغور نکن گوشمو بردی !!
نویسنده: GH
۲۷ آبان ۱۳۹۰
بِگا رفتن

 
۵۷
بالا
۱۷
پایین
خراب و داغون شدن اوضاع و بر وفق مراد نبودن نتیجه حاصله را گویند.
۱. داش ، اصغر بگا رفت ، گرفتنش ....
۲. این سوئیچ دستت ، فقط بپا ماشین نازنینمو بگا ندی هااااا !!!
۳. بابا بیا فرار کینم ، الآنه که بگا بریم .....
واژه های مرتبط: داغون
نویسنده: GH
۲۱ آبان ۱۳۹۰
اُمُّل

 
۲۶
بالا
۳
پایین
کسی که از فرهنگ جامعه روز ( طرز پوشش و حرف زدن و تکنولوژی های روز و مد روز و ... ) عقب باشد.
۱. من که میگم اون اصغر رو نیار ، آخه خیلی اُمّله ! میترسم آبرومونو ببره !
۲. تاحالا اّمّل تر از این اصغر ندیده بودم . دو ساعته دارم باهاش میحرفم نمیفهمه !
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
پا دادن

 
۳۲
بالا
۳
پایین
قبول کردن درخواست طرف مقابل را گویند.
۱. کلی واسه دختره بوق زدم ولی طرف پا بده نبود که نبود !
۲. اگه پا بده میبرمش آلاسکا !!
۳. ببینم اون دخی که کلی دنبالش میرفتی بالاخره بهت پا نداد ؟
واژه های مرتبط: پایه بودن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
تلپ شدن

 
۲۷
بالا
۰
پایین
کنگر خوردن و لنگر انداختن در جایی را گویند به صورتی که میزبان از بودن فرد در آن مکان ناراضی باشد.
۱. خواستیم بریم سیزده بدر این اصغر اومد تلپ شد خونمون ما رو از صفاکردن انداخت !!
۲. بریم تلپ شیم خونه صغری شون الآن کریس آنجل داره !!
۳. من حوصله ندارم ، اگه خواستن تلپ بشن میدونم باهاشون چیکار کنم !!
واژه های مرتبط: چال شدن آویزون چتر شدن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
تور کردن

واژه روز در۱۷ آذر ۱۳۹۰

 
۸۶
بالا
۱۰
پایین
زدن مخ طرف و بدست آوردن او را گویند.
۱. فکر کنم این دختره پا بده باشه، بریم تورش کینم !!
۲. بریم چند تا دخی تور کنیم .
واژه های مرتبط: جور کردن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
جور کردن

 
۲۵
بالا
۲
پایین
سر و سامان دادن به اوضاع و همچنین بدست آوردن چیزی یا کسی برای خود یا دیگران
۱. اصغر ، سفر مشهد جور شد بالاخره ، پس فردا حرکته !
۲. پولی رو که میخواستی جور کردم. بیا فردا بهت بدم .
واژه های مرتبط: تور کردن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
تیتیش

 
۲۶
بالا
۰
پایین
سوسول بودن ، یچه ننه بودن ، ننر بودن ، ابله و احمق بودن
۱. چی ؟ اصغر رو میگی ؟ اون که خیلی تیتیشه ! فوتش کنی باد میبرتش !
۲. ببینم تیتیش مامانی اهل کدوم محله ای ؟
واژه های مرتبط: فَکَستَنی سوسول جغله چاقال
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
سیمسالامی

 
۲۰
بالا
۲
پایین
کاربرد این کلمه مانند کاربرد کلمه زرشک است و وقتی فعالیتی که انجام داده شده مورد قبول شما واقع نشود و یا گفته ی فردی مورد قبول واقع نشود استفاده میشود.
اولی: من تو هوای بارونی با ۲۸۰ تا میرونم.
دومی: سیمسالامی ، اینو که منم بلدم !!!!!
واژه های مرتبط: زرشک
نویسنده: GH
۱۷ آبان ۱۳۹۰
لاو ترکوندن

واژه روز در۱۹ آبان ۱۳۹۰

 
۷۹
بالا
۱۶
پایین
لاو یا Love در زبان انگلیسی به معنی عشق و دوست داشتن است و لاو ترکوندن یعنی برای ناز معشوق کشیدن و جیک تو جیک شدن با وی و گفتن حرفها و جملات عاشقانه و انجام دادن کارهای عشقولانه
نبودی ببینی این اصغر با صغری چه لاوی میترکوندن تو پارک ... اه اه من که حالم داشت به هم میخورد!!!
واژه های مرتبط: عشقولانه
نویسنده: GH
۱۵ آبان ۱۳۹۰
عشقولانه

 
۱۹
بالا
۲
پایین
هر عمل یا چیز رمانیتک و عشقی و Lovely
1. واااای عجب آهنگ قشنگی ، چقدر عشقولانه اس !!
2. این رمان رو خوندی ؟ خیلی عشقولانه اس حتما بخونش .
واژه های مرتبط: لاو ترکوندن
نویسنده: GH
۱۵ آبان ۱۳۹۰
انگولک کردن

 
۳۰
بالا
۱
پایین
در فرهنگ لغات دهخدا به معنای وَر رفتن با چیزی یا کسی با انگشت معنی شده است و در فارسی شهری همان معنا را میدهد !!!
۱. اینقدر اون غذا رو انگولکش نکن ! الآن آماده میشه دیگه !!
۲. اگه چشماتو انگولکش نکنی زود خوب میشه...
۳. اولی: این اصغر چرا اینجوریه ؟
دومی: نری انگولکش کنی ها !!! با دوست دخترش دعوا کرده حالش خوب نیس !!
واژه های مرتبط: انگول
نویسنده: GH
۱۳ آبان ۱۳۹۰
انگول

 
۲۲
بالا
۱
پایین
مخفف شده ی کلمه انگولک کردن میباشد که در فرهنگ لغات دهخدا به معنای وَر رفتن با چیزی با انگشت معنی شده است و در فارسی شهری همان معنا را میدهد !!!
به مثالهای انگولک کردن مراجعه شود.
واژه های مرتبط: انگولک کردن
نویسنده: GH
۱۳ آبان ۱۳۹۰
هری پاتر

 
۲۳
بالا
۲
پایین
شخصیت کتابی است پرفروش به همین نام ، نوشته جوآن کاتلین رولینگ که در آن به جادوگری مشغولند و در فارسی شهری نماد شخصی که کاری خارق العاده و عجیب غریب انجام بدهد است.
۱. این اصغر هم واسه خودش هری پاتریه ها !! دیروز داشت رو دیوار راه میرفت !!
واژه های مرتبط: فرنود
نویسنده: GH
۱۳ آبان ۱۳۹۰
قهوه ای شدن

 
۲۴
بالا
۲
پایین
به معنای ضایع کردن شخصی در جمع است .
۱. نبودی ببینی اصغر تو پارتی چجوری قهوه ایش کرد ! بنده خدا بعدش از تو پارتی جیم شد رفت !!
۲. اگه نیای یه جوری جلو مامان بابات قهوه ایت میکنم نتونی از خونه بیای بیرون !
واژه های مرتبط: ضابلو ضایع
نویسنده: GH
۱۳ آبان ۱۳۹۰
شومبوسکومولی

 
۲۷
بالا
۱
پایین
به کسی که ناز و خوشگل باشد ( معمولا برای بچه های کوچک استفاده میشود )
صغری این بچه توئه؟ عجب بچه ی شومبوسکومولیِ خوشگلی !!
نویسنده: GH
۹ آبان ۱۳۹۰
پشمام ریخت

 
۳۷
بالا
۱
پایین
تعجب و یا ترس فراوان از وقوع فعالیتی که یهو انجام شده باشد !!
۱. پسره یه جوری تک چرخ زد اگه میدیدی ! من که پشمام ریخت !!
۲. بابا چرا اینجوری میای تو اتاق ! پشمام ریخت !!
واژه های مرتبط: مغزم پشم درآورد
نویسنده: GH
۹ آبان ۱۳۹۰
قاراشمیش

 
۳۲
بالا
۴
پایین
خراب بودن و درهم و وَرهم بودن اوضاع به طوری که از حالت عادی خارج شده باشد.
اولی: بریم خونه اصغرشون ؟
دومی: نه بابا خونه شون قاراشمیشه الآن نمیشه !!
واژه های مرتبط: داغون هوا ابریه
نویسنده: GH
۷ آبان ۱۳۹۰
هوا ابریه

 
۲۲
بالا
۱
پایین
خراب و درهم و برهم بودن اوضاع را گویند.
اولی: نرو مگه نمیبینی حالش خوب نیس ؟
دومی: آره ، مثل اینکه هوا ابریه ! بریم که حس دعوا ندارم !!
واژه های مرتبط: داغون قاراشمیش
نویسنده: GH
۷ آبان ۱۳۹۰
مثکه

 
۱۹
بالا
۳
پایین
مخفف کلمه مثل اینکه میباشد.
۱. مثکه نمیشه بریم دَدَر داداش !!
۲. بابا اینجا چه خبره !!!! مثکه باید یه حال حسابی به همه بدم !!!
نویسنده: GH
۷ آبان ۱۳۹۰
فَکَستَنی

واژه روز در۱۲ آذر ۱۳۹۲

 
۴۱
بالا
۷
پایین
از واژه ی روسی Fkussni که به معنی بامزه گرفته شده است و در فارسی شهری به معنی بی خود و مزخرف به کار برده شده است.
۱. یعنی اون فَکَستَنی میخواد بیاد منو بزنه ؟ هِه !!
۲. چی گفتی ؟ اون فَکَستَنی داره تو تیم ما بازی میکنه ؟ مگه من پشمم؟
واژه های مرتبط: سوسول جغله میخ فکسنی چُلُمبه
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
نخاله

 
۲۷
بالا
۳
پایین
یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند. و در فارسی شهری به کسی که به درد نخور و ضایع باشد اطلاق میگردد !
۱. هر چی نخاله اس توی این کلاسه !
۲. باز این نخاله ها دارن میان ... من که رفتم اصغر !!
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
شِر و وِر

 
۳۱
بالا
۱
پایین
از واژة ی فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است و امروزه در فارسی شهری به معنای چرت و پرت و خزغبلات گفتن است.
۱. این شِر و وِرها چیه نوشتی اینجا؟
۲. جون من اینقدر شِر و وِر نگو ، مخمو خوردی .....
واژه های مرتبط: جَفَنگ اراجیف
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
قمپز در كردن

واژه روز در۴ آبان ۱۳۹۰

 
۱۴۷
بالا
۱۳
پایین
قمپز نوعی توپ جنگی سَرپُر بود که دولتِ امپراطوری عثمانی در جنگهاش با ایران مورد استفاده قرار میداد. این توپ اثرتخریبی نداشت چون گلوله ای در کار نبود بلکه مقدار زیادی باروت درش میریختند و پارچه های کهنه و مستعمل رو با سُنبه توش جا می دادند و میکوبیدند تا کاملا سفت و محکم بشه. این توپها رو در مناطق کوهستانی که صدا میپیچید و پژواک داشت به طرف دشمن شلیک می کردند. صداش بقدری مهیب و ترسناک بود که تمام کوهستان رو به لرزه در می آورد و تا مدتی صحنه جنگ رو تحت الشعاع قرار می داد ولی در واقع هیچ تخریب و تلفاتی مانند یک توپ جنگی نداشت. در جنگهای اولیه بین ایران وعثمانی صدای عجیب و مهیبِ قمپز، در روحیه سربازان ایرانی اثر می گذاشت و از پیشروی اونا جلوگیری می کرد ولی بعدها که ایرانی جماعت به ماهیت و توخالی بودن اون پی بردند هر وقت صدای گوشخراشش رو می شنیدند به همدیگه می گفتند :«نترسید! قمپز درمی کنند.»
و امروزه در فارسی شهری ، افه ی انجام كاری را آمدن ولی در عمل از انجام آن ناتوان بودن را می گویند !
اولی: من میتونم تا مریخ برم و برگردم !
دومی: جون من اینقدر قمپز در نکن ! ملت میفهمن خالی بندی هاااا ....
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
چُسان فُسان

 
۳۱
بالا
۳
پایین
این عبارت از واژه ی روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوش گرفته شده و در فارسی شهری در توصیف آدمهای پُراِفاده، مغرور و از دماغ فیل افتاده بکار میرود.
۱. چه چُسان فُسانه این دختره ! فکر کرده کیه ؟
۲. باشه فهمیدیم لباس نو خریدی، نمیخواد چُسان فُسان راه بری حالا !!
واژه های مرتبط: سوسول قمپز در کردن
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
لِفت دادن

 
۲۷
بالا
۱
پایین
به معنای الکی هدر دادن وقت میباشد .
۱. چقدر لِفتش میدی ؟ بیا دیگه بابا دو ساعته منتظرم !!
۲. رفتی رو رینگ یه کم لِفت بده حریفت خسته بشه ، بعد تو حمله کن !!
واژه های مرتبط: چال شدن لخ لخ
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
خایه شدن

 
۲۲
بالا
۴
پایین
خراب و داغون تحویل گرفتن هر امانتی یا چیزی که به کسی سپرده شده را گویند .
۱.دمت گرم بابا...کتابو سالم تحویلت دادم خایه اش کردی دادی دست اصغر ؟
۲. اینو بگیر، جون داداش گوشی مال خودمه ! خایه اش نکنی هاااا !!
واژه های مرتبط: داغون
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
شیتیل

 
۳۸
بالا
۱
پایین
در قدیم اصطلاح دریافت شیتیل در مواقعی به کار میرفت که خواهنده هیچ چیز نمیتوانست به ازای کاری دریافت کند از طرف مقابل خود میخواست. و امروزه در فارسی شهری معنای همان پول است .
۱. اگه جنس خوب میخوای شیتیل ها رو رد کن بیاد ....
۲. بابتش چندتا شیتیل میدی اگه واست اون کارو بکنم ؟
واژه های مرتبط: خشکه حساب کردن
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
خشکه حساب کردن

 
۳۰
بالا
۳
پایین
به معنای پرداختن نقدی پول میباشد .
۱. چقدر میشه بگو خشکه حساب کنم ؟
۲. ما اینجا قسطی نداریم فقط خشکه حساب میکنیم !!!
واژه های مرتبط: شیتیل
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
شُمپٍت

 
۳۳
بالا
۲
پایین
کسی که اسکل و احمق و ابله باشد را گویند !!
۱. آخه شُمپت، این آدرس جای دیگه اس که ؟!
۲. من چی بگم به تویه شُمپت که همیشه در یخچال رو باز میزاری ؟
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
چَلقوز

 
۳۵
بالا
۴
پایین
کسی که اسکل و احمق و ابله باشد را گویند !!
۱. آخه چَلقوز این آدرس جای دیگه اس که ؟!
۲. من چی بگم به توئه چَلقوز که همیشه در یخچال رو باز میزاری ؟
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
ضابلو

 
۳۲
بالا
۶
پایین
ترکیبی از دو کلمه "ضایع" و "تابلو" است که نشان دهنده هر چیزی که هم ضایع و هم تابلو باشد.
(This Word Made By GH)
۱. این ضابلو بازی ها چیه در آوردی آبروی منو بردی ؟
۲. خواهشنا بیا برو تو خونه اینقدر تو کوچه ضابلو بازی درنیار !!
۳. با این لباس ها خیلی ضابلو شدی بابا ....
نویسنده: GH
۱ آبان ۱۳۹۰
چُلُمبه (Cholombeh)

 
۲۹
بالا
۶
پایین
شخصی که کاملا اسکل و احمق باشد را گویند.
(This Word Made By GH)
۱. اولی: اصغرو میشناسی؟
دومی: همون چُلُمبه رو میگی ! بهتره طرفش نری !!

۲. وقتی رفتی وسط مجلس رقص خواهشن چُلُمبه بازی در نیاری آبرومون بره !!!
نویسنده: GH
۱ آبان ۱۳۹۰
فرنود

واژه روز در۱۱ بهمن ۱۳۹۰

 
۹۲
بالا
۱۷
پایین
به شخصی که کارهایش را خودش انجام دهد گویند.
(این ویدئو را ببینید تا کاملا با فرنود آشنا بشوید:
http://www.youtube.com/watch?v=Dw74MwGcAvc )
۱. اولی: بالاخره پایان نامه ام رو تموم کردم ! همه اش رو خودم نوشتمــــــــــا !!
دومی: آفرین ، حالا فرنود شدی!!
۲. اصغر، تا کی جوراب هاتو مامانت بشوره ! یه کم فرنود باش بابا !!!!
واژه های مرتبط: فرنود
نویسنده: GH
۱ آبان ۱۳۹۰
سوسول

 
۳۲
بالا
۴
پایین
شخصی که بسیار باکلاس و پر فیس و افاده و مد روز عمل کند را گویند ، همچنین به افرادی که بچه ننه و لوس باشند نیز اطلاق میگردد .
۱. این بچه سوسول رو ببین چه جوری تیپ زده جون من !!
۲. اصغر داری گریه میکنی ؟بابا اینقدر سوسول نباش ، یه چیزی گفتم حالا..
۳. این سوسول بازی ها رو بیخیال شو جون مامان بزرگت !!
واژه های مرتبط: بچه ننه
نویسنده: GH
۲۵ مهر ۱۳۹۰
تَگَری

 
۲۴
بالا
۱۰
پایین
به سبک خوردن پنج انگشتی که در آن غذا از دست بریزد نیز اطلاق میشود !!
۱. بابا سوسول بیا تَگَری بزن ، قاشق میخوای چی کار ؟
۲. میبینم که همه دارن تَگری میزنن زرشک پلو مامان جونو ! پس منم هستم !!
واژه های مرتبط: ضایع
نویسنده: GH
۲۵ مهر ۱۳۹۰
خر کِیف

 
۲۷
بالا
۲
پایین
یکی از معانی خر در ادبیات فارسی به معنای "بزرگ" است و خر کِیف شدن یعنی کِیف و حال کردن بسیار زیاد
اولی : خبر داری برنده ۱۰ هزار تومان از بانک **** شدم ؟
دومی : حالا چرا اینقدر خر کِیف شدی ؟ این که پولی نیس !!!!
واژه های مرتبط: پَلپَتَک کِیف کردن (Keyf)
نویسنده: GH
۲۱ مهر ۱۳۹۰
گُه گیجه

 
۳۷
بالا
۵
پایین
سرگیجه پشت سر هم که به شکل بسیار بدی اتفاق بیفتد !!
۱. یه جور میزنمت گُه گیجه بگیری نتونی بلند شی هــــــــا !!
۲. گُه گیجه گرفتی اصغر ، چیزیت شده ؟
واژه های مرتبط: خرگیجه چِت زدن (Chet) داغون
نویسنده: GH
۲۱ مهر ۱۳۹۰
خرگیجه

 
۲۵
بالا
۵
پایین
یکی از معانی خر در ادبیات فارسی به معنای "بزرگ" است و خرگیجه به سرگیجه های پشت سر هم که به شکل بسیار بدی اتفاق بیفتد !!
(Exclusive By GH)
۱. اینقدر نرو رو نروه ام... میزنمت خرگیجه بگیری نتونی بلند شی از جات !!!
۲. میخوای با من بیای مواظب باش خرگیجه نگیری !!!
۳. حالا که سوار موتور من شدی مواظب باش خرگیجه نگیری بیفتی زمین!!
واژه های مرتبط: گُه گیجه چِت زدن (Chet) داغون
نویسنده: GH
۲۱ مهر ۱۳۹۰
پایه بودن

 
۴۲
بالا
۱
پایین
مشتاق بودن برای انجام کاری
۱. اصغر پایه ای امروز بریم جنگل ؟
۲. اولی : بچه ها بریم شهر بازی؟
دومی : من که پایه ام ، شماها چی ؟
واژه های مرتبط: چال شدن صفا سیتی کِیف کردن
نویسنده: GH
۲۰ مهر ۱۳۹۰
جغله

واژه روز در۳ آذر ۱۳۹۰

 
۷۸
بالا
۹
پایین
به کسی اطلاق میشود که در نظر کوچک بنظر برسد و همچنین به بچه های کوچکی که بر روی اعصاب راه بروند گفته میشود
۱. این جغله بچه چقدر سر و صدا میکنه .... یکی خفه اش کنه !!!
۲. ببین جغله میام نفله ات میکنم هااااا
واژه های مرتبط: فنچ فنچ
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
فنچ (Fench)

 
۲۷
بالا
۰
پایین
۱- کسی که مورد علاقه شخصی باشد.
۲- کسی که جثه کوچکی داشته باشد.
۱. این فنچ منه ... خیلی دوستش دارم !!
۲. هی بچه فنچ ... برو کنار ...
۳. این یارو کیه ؟ چقدر فنچه ؟!
واژه های مرتبط: جغله جغله
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
چُس ماه

 
۳۰
بالا
۴
پایین
مدتی که نامعلوم باشد. که بیشتر در محل های خدمتی یا دانشگاه ها استفاده میشود و برای دست انداختن افراد جدیدالورود استفاده میشود.
۱. ببینیم تو چس ماه خدمت کردی اصلا ؟
۲. چس ماه نشده اومدی تو این دانشگاه میخوای جیم شی اون وقت ؟
واژه های مرتبط: شیش ماهه شیش ماهه
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
کَفتر (Kaftar)

 
۳۸
بالا
۱۰
پایین
دختری که زیبا و مورد علاقه باشد و کفتر بازی همان دختر بازی میباشد.
همچنین به جای GF هم استفاده میشود.
۱. این خانومه کفتر منه ها ....
۲. اصغر الآن مدرسه ها تعطیل میشن، میای بریم بیرون کفتربازی ؟
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
چِت زدن (Chet)

 
۷۵
بالا
۵
پایین
بی حواسی و خنگ شدن و هنگ کردن مغز را گویند و همچنین به خنگ بازی بعد از استعمال مواد مخدر نیز چِت کردن گویند.
۱. چیه اصغر امروز چِت زدی ؟
۲. جات خالی کلی کشیدیم بعد چِت کردیم اسیدی !!
واژه های مرتبط: هنگ کردن
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
اسیدی

 
۲۴
بالا
۳
پایین
واژه ای که برای هر چیز یا اتفاق خاص و باحال بکار میرود.
۱. یه آهنگ خوندم، اسیدی بگوشی کِیف میکنی !
۲. این یارو چقدر اسیدی عربی میرقصه ! ایول بابا ...
واژه های مرتبط: باحال
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
کِیف کردن (Keyf)

 
۳۲
بالا
۳
پایین
خوشحالی و شادمانی فراوان از اتفاقی که افتاده است.
۱. رفتیم شمال اونقد کِیف کردیم ... جات خالی
۲. عجب جک باحالی بود خیلی کِیف کردم ... دمت گرم
واژه های مرتبط: صفا سیتی
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
گوشیدن

 
۲۰
بالا
۲
پایین
واژه به روز شده کلمه گوش دادن است.
اولی: خیلی آهنگ قشنگیه ، بگوش خوشت میاد
دومی: خودم قبلا گوشیدم ... خوشم نیومد !!!
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
اَجق وَجق (Ajagh Vajagh)

 
۲۹
بالا
۱
پایین
هر چیزی که زشت و ضایع باشد.همچنین به هر چیزی که خیلی رنگارنگ و زننده و یا دو چیزی که هماهنگی لازم را با هم نداشته باشند نیز اطلاق میشود.
۱. این چیه پوشیدی ؟ چقدر اَجق وَجقه !!
۲. این چه دکوراسیونی که چیدی ؟ چقدر اَجق وَجق چیدی تو ؟؟
واژه های مرتبط: ضایع خیار
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
تیکه

 
۲۴
بالا
۰
پایین
هر چیز یا شخصی که زیبا و مورد علاق باشد.
۱. این دختر رو نیگا ... عجب تیکه ایه !!
۲. بابا خوشگله .. چه تیکه ای شدی امروز !!!
۳. اصغر بیا بیرون ببین عجب تیکه بازاریه ....
واژه های مرتبط: باربی زِید جی اف فنچ کَفتر
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
تیکه انداختن

 
۲۶
بالا
۰
پایین
همان کنایه زدن میباشد. همچنین حرفی که برای ضایع کردن شخص در جمع یا گروه گفته میشود
۱. بریم دو سه تا تیکه به این دختره پر رو بندازیم حالش جا بیاد !!!
۲. عجب تیکه ای انداختی اصغر ، خوب ضایعش کردی ....
واژه های مرتبط: تیکه
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
لَوَند (Lavand)

 
۳۸
بالا
۴
پایین
لَوَند (در فرهنگ شهری لَبَند نیز گفته میشود) در فرهنگ نامه دهخدا به روسپی، فاحشه گفته میشود ولی در فرهنگ فارسی به زن یا دختر زیبا و شیک و باکلاس اطلاق میشود.
۱. چه خانم لوندی / چه ابروهای قشنگی / ای جان چه قد بلندی (Ardalan Tome)
واژه های مرتبط: باربی زِید جی اف فنچ کَفتر
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
تیلیت

واژه روز در۳ دی ۱۳۹۰

 
۴۸
بالا
۳۵
پایین
واژه ی به روز شده ی کلمه کلید است و معنای همان کلید کردن یعنی گیر دادن بیجا و بی مورد در خصوص کاری
۱. اینقدر تیلیت نکن رو مخم .... اعصابمو دیگه داری خورد میکنی هااااا
۲. چیه تیلیت کردی به این گوشیت همش داری باهاش ور میری !!!
واژه های مرتبط: کِرم ریختن
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
تُمبون

 
۴۲
بالا
۱
پایین
واژه ی به روز شده ی تُنبان (زیرشلواری) است و به هر نوع شلواری که گشاد و یا ضایع باشد اطلاق میشود.
۱. بابا اون تُمبونت رو بده بالا داره میفته !!
۲. این چیه گرفتی ؟ اون تُمبونت که خوشگلتر بود ....
واژه های مرتبط: ضایع خیار
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
دهن سرویس

 
۲۶
بالا
۷
پایین
۱- خطاب برای کسی که فعالیت یا کار جالبی انجام داده باشد
۲- در بعضی مکالمات برای تهدید طرف مقابل هم استفاده میشود
۱- اولی : دهن سرویس خیلی باحال تک چرخ میزد !!
دومی : آره .... دهنش سرویس !!!!!

۲- میگم کتابمو بده !! میام دهنتو سرویس میکنمااااا !!!!!
واژه های مرتبط: ایول
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
کرموک

 
۱۹
بالا
۸
پایین
شخصی که از آزار و اذیت دیگران خوشش بیاید را گویند !!!
این یارو عجب کرموکیه !! ول نمیکنه که ... همش میاد کرم میریزه !!
واژه های مرتبط: کرم علی
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
کِرم ریختن

 
۳۴
بالا
۷
پایین
آزار و اذیت دیگران را گویند !!
اینقدر کرم نریز اصغر ... حوصلتو ندارماااااا ...
واژه های مرتبط: کرموک کرم علی
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
کِرم علی

 
۲۳
بالا
۳۳
پایین
همان معنای کرموک را میدهد !! یعنی شخصی که کرم میریزد !!!
کِرم علی ..... اینقدر کرم نریز ....بشین یه جا دیگه !!!
واژه های مرتبط: کرموک
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
داغون

 
۲۱
بالا
۲
پایین
به معنای خراب و ویران میباشد
۱- داغونتم بابا !!
۲- این ماشینه چقدر داغونه ..... جای سالم براش نمونده !!
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
سوبله

 
۲۵
بالا
۵
پایین
بعد از دوبله(دو برابر) می آید که به معنای سه برابر میباشد !!
واژه ی بعد از آن هم چوبله (چهار برابر) است !!
این جنسو واسش دوبله هم نه سوبله حساب کن یه کم حساب بیاد دستش !!!!
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
صفا سیتی

 
۲۸
بالا
۴
پایین
واژه ی به روز شده ی صفا سوتی میباشد که معنای همان صفا سوتی یعنی عشق و حال را میدهد
داداش بیا بریم جنگل ، صفا سیتی ... کلی حال میده !!
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
خرمگس

 
۲۸
بالا
۲
پایین
شخصی که در جمع یا گروهی باعث آزار فکری دیگران شود !!
۱- بر خرمگس معرکه لعنت !!!
۲- باز این خرمگس اومد اینجا .... چی میخواد این یاروئه ؟؟
واژه های مرتبط: دستمال
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
پتروس

واژه روز در۱ دی ۱۳۹۰

 
۱۰۳
بالا
۱۴
پایین
شخصیتی داستانی که اسوه فداکاری است و در فرهنگ شهری فردی که برای فخرفروشی از خودش فداکاری دَر بکند !!!
چیه ؟ فکر کردی پتروس شدی جای اصغر داری پست میدی ؟
واژه های مرتبط: فردین
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
فردین

واژه روز در۲۴ مهر ۱۳۹۰

 
۷۱
بالا
۸
پایین
شخصیتی که قبل از انقلاب در فیلمها ظاهر میشد و در بیشتر فیلمها در نقش شخصی بازی میکرد که بسیار فداکار و از خودگذشته بود و در فرهنگ فارسی شهری به کسی اطلاق میشود که برای فخرفروشی از خودش فداکاری دَر بکند !!
۱- بابا بیخیال فردین .... خودش هم میتونه بره اون ور خیابون !!
۲- بابا ول کن ... مرام فردینیت ما رو کشته !!!
۳- داش فردین مرده من که نمردم !!!
واژه های مرتبط: پتروس
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
میخ

 
۲۰
بالا
۵
پایین
شخصی که اسکل باشد!
واژه های همسان : میخ منگنه ، میخ طویله !!
۱- هوی ... میخ ... نکن اون کارو .. میخوای بشکنه کار دستم بدی؟
۲- عجب میخی هستیا !! میگم میشه دوتومن تو بگو یه تومن !!
واژه های مرتبط: اسکل
نویسنده: GH
۴ مهر ۱۳۹۰
بیخی

واژه روز در۲۴ آبان ۱۳۹۰

 
۵۷
بالا
۱۵
پایین
مخفف کلمه بیخیال که برای از سر باز کردن فعالیتی که حوصله انجام آنرا نداشته باشیم که هم وزن های دیگر آن عبارتند از:
بیخ بابا ، بیخی خی
اولی : میای بریم شهر بازی ؟
دومی: بیخی بابا حسّش نیس !!
نویسنده: GH
۱ مهر ۱۳۹۰
رو نروه

واژه روز در۳۱ شهریور ۱۳۹۰

 
۷۱
بالا
۱۶
پایین
راه رفتن بر روی اعصاب و یا حرص کسی را درآوردن را گویند
داداش اینقدر نرو رو نروه ام ، حال ندارم !!

خانمی فدات شدم .... نرو هی رو نروه ام .... (Tm Bax)
واژه های مرتبط: اعصاب تردمیل کردن اعصاب
نویسنده: GH
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
جی اف

 
۴۴
بالا
۱۴
پایین
دو حرف اول کلمه ی انگلیسی Girl Friend میباشد که به معنای دوست دختر میباشد.
اولی : چرا جی افتو نیاوردی ؟
دومی : نتونست بیاد !


راستی اسم جی افت چی بود اصغر ؟
نویسنده: GH
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
در و داف

 
۵۳
بالا
۱۲
پایین
مجموعه ای از داف که در یک مکان جمع شده باشند.
اینجا رو .... بابا در و داف رو عشق است !!
واژه های مرتبط: داف امام بر حق
نویسنده: GH
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!