فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

فرگوسن
محل رواج: تهران

 
۶
بالا
۴
پایین
در مکالمه دو طرفه اشاره به فرد خاص که هردو طرف گفتگو میشناسند
آقای فرگوسن امروز چکار کردن ,دیدنی بود
واژه های مرتبط: .
نویسنده: ملودی
۲۵ آبان ۱۳۹۲
افاضه فضل
محل رواج: تهران

 
۳
بالا
۳
پایین
تعریف از خود
میشه این افضه فضل رو تمومش کنی!
واژه های مرتبط: تک وتعریف
نویسنده: ملودی
۲۵ آبان ۱۳۹۲
مانتی گل
محل رواج: تهران

 
۶
بالا
۴
پایین
خیلی شیک ودست بالا
این لباس خیلی مانتی گوله
واژه های مرتبط: کلاس بالا گرون
نویسنده: ملودی
۲۵ آبان ۱۳۹۲
پاشنه سوکی
محل رواج: اصفهان

 
۲
بالا
۱
پایین
کفش پاشنه بلند باریک زنانه که هنگام قدم برداشتن صدای تق تق می کند
دخترو ببین با اون کفش های پاشنه سوکیش
نویسنده: ملودی
۲۴ آبان ۱۳۹۲
ناز و دوز
محل رواج: ارامنه اصفهان

 
۳
بالا
۳
پایین
نازو نوازش ولوس کردن
اینقدر ناز و دوزش نکنین!
واژه های مرتبط: لوس کردن
نویسنده: ملودی
۲۴ آبان ۱۳۹۲
دردونه حسن کبابی
محل رواج: تهران

 
۱۱
بالا
۲
پایین
پسر لوس وننر و بی هنر ومرکز توجه
طرف دردونه حسن کبابی است هیچی بهش نگین
واژه های مرتبط: شازده
نویسنده: ملودی
۲۴ آبان ۱۳۹۲
عجیجم

 
۴
بالا
۵
پایین
عزیزم , خطاب دوستانه یا عاشقانه
سلام عجیجم چه خبرا!
واژه های مرتبط: عزیزم
نویسنده: ملودی
۲۳ آبان ۱۳۹۲
یک چپه ماشین
محل رواج: اصفهان

 
۳
بالا
۲
پایین
خودروهای سبک در مقابل خودرو های سنگین( پراید در مقابل اسکانیا)
برو کنار یک چپه ماشین نابود میشیا
واژه های مرتبط: خودرو های سبک وکوچک
نویسنده: ملودی
۲۳ آبان ۱۳۹۲
پرچم کردن شورت کسی
محل رواج: شیراز

 
۱۵
بالا
۰
پایین
آبروی کسی را بردن
تموش کن شورتمو پرچم کردی!
واژه های مرتبط: آبروریزی
نویسنده: ملودی
۲۳ آبان ۱۳۹۲
زدی کانال 5
محل رواج: تهران

 
۷
بالا
۶
پایین
پرت و پلا میگی
این چه وضعشه زدی کانال 5
نویسنده: ملودی
۲۳ آبان ۱۳۹۲
پکیدن
محل رواج: اصفهان

 
۴
بالا
۳
پایین
خراب شدن
طرف پکید
واژه های مرتبط: ضایع شدن
نویسنده: ملودی
۲۳ آبان ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!