فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

احوال پرسی

 
۴
بالا
۰
پایین
مجموعه مکالمات شما و طرف مقابل که از خلال آن همه چیز مشخص می شود به جز حال و احوال شما و او. این مکالمه حاوی مقادیر زیادی دروغ، تعارف، غیبت، خبر و درددل می باشد.
- زنگ بزن ببین هستن بریم خونه شون؟ بگو می خواستم احوال پرسی کنم.
نویسنده: فهیمه
۶ شهریور ۱۳۹۲
جیگر

 
۳
بالا
۸
پایین
عضوی از بدن که عزیزترین فرد از نزدیکان شما نیز هست.
-لا مصب خیلی جیگره!
واژه های مرتبط: قلوه عزیز دل قلب
نویسنده: فهیمه
۵ شهریور ۱۳۹۲
انگل جامعه

 
۴
بالا
۴
پایین
کسی که دست در جیب دیگران دارد، حضور مستمر او در همه گندکاری های جامعه حس می شود، اعتماد به نفس بالایی دارد و عموما به بالاها هم وصل می شود.
-یارو پورشه داره
- اه، انگل جامعه!
واژه های مرتبط: مفت خور مفسد اضافه بار.
نویسنده: فهیمه
۵ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!