فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خایه پز

واژه روز در۲۴ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۶
بالا
۲
پایین
مراد ماشین پیکان است که چون عایق کاری درست و درمونی ندارد در گرمای تابستان حرارت موتور هم به داخل اتاق سرایت کرده خایگان راننده را اب پز می کند
از کرج تا اینجا خایه پز اومدم
واژه های مرتبط: خایه سوز
نویسنده: آریوسک
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
در و یخچالی ببند!

واژه روز در۲۳ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۲
بالا
۱
پایین
آروم بستن در مثل در یخچال.اصطلاحی بوده که رانندگان تاکسی پیکان قدیما به کار می بردند. از اونجایی که در پیکان تاب و تحمل اینهمه باز و بسته شدن رو نداشت و البته مسافران دق و دلی شونو با محکم کوبیدن در تاکسی تلافی می کردند، بیان این جمله قبل پیاده شدن به منزله اتمام حجت راننده با فرد خاطی محسوب می شد.
داداشم یه پنجی بده! در اَم یخچالی ببند!!!
نویسنده: آریوسک
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
سوخیدم Sokhidam
محل رواج: فارس

واژه روز در۲۲ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۴
بالا
۳
پایین
همان سوختم است منتها با ادبیات بروز شده همراه با لوندی
و بیشتر در بین خانمهای ناناز رایج است
اوا حمید سوخیدم !!
الاهی برات بمیرم داف خوشکلم
واژه های مرتبط: اوا مامانم اینا وووش
نویسنده: سلمان تاکسی
۱۷ فروردین ۱۳۹۲
تقل زدن
محل رواج: تهران ...

واژه روز در۲۱ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۰
بالا
۲
پایین
تقلب کردن- امتحان را با همیاری دوستان پاس کردن
مثال : بچه ها شنیدم که تقل مقل میزنین!نکنید ازین کارا
واژه های مرتبط: تقلب
نویسنده: naz999
۳۰ شهریور ۱۳۹۲
سیرابی گلاسه
محل رواج: خونه

واژه روز در۲۰ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۸
بالا
۳
پایین
اشاره داره به معجون هایی ک بعضیا عادت دارن انواع خوراک و غذاهارو سر سفره با هم قاطی می کنن و می خورن و اشتهای بقیه رو کور می کنن
مثل مربای هویج + آش عدسی + ترشی لیته
برنج و حلوا و پنیر
ماست و شکر
نان+پنیر+زولبیا بامیه+ سوپ جو
ای بابا باز سیرابی گلاسه درست کردی؟
زهرمار بخوری با این طرز غذا خوردنت حال آدمو بهم می زنی
واژه های مرتبط: معجون . کوفت زهرمار
نویسنده: پدرخوانده
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
تقطیر

واژه روز در۱۹ شهریور ۱۳۹۳

 
۳۰
بالا
۴
پایین
کلا جایی استفاده میشه که یه نفر به طور فجیه خورد میشه !!
خیلی از تحقیر شدید تر !
هم توی جمله استفاده میشه هم مثل "تکبیر" جدا ..
به دختره گفتم چرا سیبیل داری؟ گریه اش گرفت، گفتم ای وای مرد که گریه نمیکنه!! دیگه قشنگ تقطیر شد !!


یکی تو جمع یکی دیگه رو ضایع میکنه، همه با هم مثل تکبیر میگن: تقطیــــر !!!
واژه های مرتبط: تکبیر
نویسنده: Kasif
۱۶ مرداد ۱۳۹۱
یارو کردن

واژه روز در۱۸ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۳
بالا
۲
پایین
راست و ریست کردن، ردیف کردن، انجام دادن
در مواقعی که انتهای جمله فعل مناسب حضور ذهن ندارید به کار می رود.
با خطاب قرار دادن فرد با عنوان "داداش" و تلفظ یارو به صورت "یاورو" مازنی تاثیر بیشتری خواهد داشت!
- حاجی این پرونده ما رو یارو کن بره دیگه!
- داداش مرغانه ها رو هم واست یارو کردم!
واژه های مرتبط: ردیف کردن داداش بلامیسر
نویسنده: شُلمغز
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
تپه نریده

واژه روز در۱۷ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۷
بالا
۳
پایین
به کسی گفته می شود که همه جا را به گند کشیده و یا در هر فعالیتی که وارد شده کار را خراب کرده است.
اولی: کلاس های عمومی رو جدا کردن همش ساعت اول پر شد.
دومی: رئیس دانشگاه دیگه تپه نریده نذاشته.
-
اولی:یوسف ترمو رو هم افتاد
دومی: اون هم دیگه تپه نریده نذاشته.
واژه های مرتبط: ریدن
نویسنده: هدهد
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
سیم ظرفشویى

واژه روز در۱۶ شهریور ۱۳۹۳

 
۱۹
بالا
۳
پایین
منظور از ادم سمج و مزاحم
اه !! طرف عجب سیم ظرفشویىه!!!
واژه های مرتبط: سمج
نویسنده: ميلاد1345
۲۴ خرداد ۱۳۹۲
لامبورگینى

واژه روز در۱۵ شهریور ۱۳۹۳

 
۲۳
بالا
۴
پایین
دخترى كه مانتوى زرد یا نارنجى به تن كرده است و از فاصله دو كیلومترى كلّ نگاه ها رو به خود جلب مى كند(چراغ میدهد).
سعید: دختر رو نیگا، عجب لامبورگینى!!!
ممد: به تو داره چراغ میده.
واژه های مرتبط: نداره
نویسنده: ممد فشفشه
۷ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!
 1 2 3 >  Last ›