فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

فدایی داری
محل رواج: همه جای

واژه روز در۳۰ فروردین ۱۳۹۳

 
۶
بالا
۱
پایین
یعنی خیلی میمیرم برات ،دوست داشتن و ابراز علاقه شدید
ارش:امیر امتحان رد شدم
امیر:نگران نباش خودم کمکت میکنم
ارش:فدایی داری
واژه های مرتبط: فدات
نویسنده: حامد مینایی
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
اسب حیوان نجیبی است

واژه روز در۲۶ فروردین ۱۳۹۳

 
۲۴
بالا
۸
پایین
عبارتی که برخی، پس از آروغ زدن بکار میبرند
این عبارت، همچنین نام یک فیلم به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، محصول سال 1389 است
واژه های مرتبط: آروغ اسب فیلم
نویسنده: harry dean
۲۱ دی ۱۳۹۲
دایره شیرازی

واژه روز در۱۹ فروردین ۱۳۹۳

 
۴۰
بالا
۵
پایین
حالتی از دراز کشیدن یا خوابیدن دسته جمعی که برای اجرا دست کم به 5 نفر نیاز دارد.
به این صورت که سر نفر اول روی پای نفر دوم ، سر نفر دوم روی پای نفر سوم ، سر نفر سوم روی پای نفر چهارم ، سر نفر چهارم روی پای نفر پنجم و در نهایت سر نفر پنجم روی پای نفر اول قرار می‌گیرد و این گونه یک دایره تشکیل می‌شود که به آن دایره شیرازی می‌گویند.
- شماها چرا 5تاتون ولو شدین رو همدیگه؟
- دایره شیرازیه دیگه!
واژه های مرتبط: خواب
نویسنده: JoKeRgIrL
۱۰ فروردین ۱۳۹۳
سندرم آقوی همساده

واژه روز در۹ فروردین ۱۳۹۳

 
۳۶
بالا
۱۴
پایین
آقوی همساده یکی‌ از دوستان (یا شاید واقعا فک و فامیل) آقای مجری که مظهر بدبختی بدبیاری و فلاکت است! او شخصیتی مازوخیستی دارد، طوری که از تمام اتفاقات فلاکت باری که برایش می‌‌افتد نهایت لذت را میبرد و از کوچک‌ترین چیز مثبتی که در زندگیش پیش بیاید سخت عصبانی‌ و آشفته میشود.
تعداد زیادی از ایرانیان از بیماری آقوی همساده رنج میبرند؛ این دسته از افراد از تعریف کردن وقایع مصیبت بار و بدشانسی‌‌های زندگیشان برای دیگران طوری خر کیف میشوند که انگار به خر تی‌تاپ داده باشی‌. اگر بدبختی و فلک زدگی را از این افراد بگیری همهٔ هویّت و خلاقیتشان برای مجلس گرمی‌ را از دست خواهند داد. اگر خوب نگاه کنید حتما چند نفر با این خصوصیات اطرافتان هستند..
اصغر: نمی‌دونی چه بلایی‌ به سرم اومد. نصف شب وسط اتوبان بنزین تموم کردم ، گوشیمم شارژ نداشت تا صبح مث سگ از سرما لرزیدم.
دوست اصغر: این که چیزی نیست حاجی. من تا حالا ۷ بار همین اتفاق برام افتاده، تازه راهزن‌ها هم تو تاریکی‌ شب بهم حمله کردن و ...
نفر سوم: مث اینکه شما هردو از سندروم آقوی همسایه به شدت رنج می‌برید!
-------------------------------------------
این هم مثالی از خود آقوی همساده:
از آقای « همساده » نقل است که : آقو ؛ ما یه بار رفتیم بانک یارانمونو بگیریم . طرف گفت دیگه به شما یارانه تعلق نمی گیره ! گفتیم چرا ؟ گفت چون شما بیست و یک روزه که مردی ! آقو ؛ ما رو به زور بردن پزشکی قانونی ، زنده زنده کالبد شکافی مون کردن . گفتن مرگش مشکوک بوده . پلیس اومد . دو ماه و نیم تحقیق کرد . آخرش گفت تنها مظنون ماجرا خود ماییم ! ما رو بردن دادگاه ... گفتیم خدا را شکر اولیای دم خونواده ی خودمونن – ما رو می بخشن . آقو ؛ وسط دادگاه خونواده مون رو جو گرفت . از قاضی اشد مجازات رو خواستار شدن ... ها ها ها !
قراره پس فردا اعداممون کنن . همش به خاطر چهل توم
واژه های مرتبط: داغون خسته آقوی همساده له
نویسنده: مخلص شما
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
استفراغ

واژه روز در۲۶ اسفند ۱۳۹۲

 
۷۹
بالا
۹
پایین
نوعی سونو گرافی فوق پیشرفته که فقط در فیلمهای ایرانی جواب میدهد و ضریب اشتباهی ندارد کلا ! حتما شخص مورد نظر حامله است!
-
واژه های مرتبط: حالت تهوع
نویسنده: JoKeRgIrL
۲۲ اسفند ۱۳۹۲
تیریپ آرت
محل رواج: کافی شاپ , خیابان ها و پارک ها

واژه روز در۲۲ اسفند ۱۳۹۲

 
۳۷
بالا
۲۵
پایین
به افرادی که تیریپ هنری برداشته اند ولی عملا معرفت بالایی از هنر ندارند , تیریپ آرت می گویند .

این افراد در بحث هایشان هنرمندان را با اسم کوچک یا خلاصه شده صدا می زنند و علاوه بر تیپ هنری زدن , سیگار می کشند و گوشه ی کافی شاپ بحث فلسفی راه می اندازند و قهوه های عجیب و غریب مکزیکی و اسپانیایی می نوشند .
موسیقی های مورد علاقه آنها از راک و متال شروع و به سنتی ایرانی و کوهپایه ای شیلیایی ختم می شود.
این گونه افراد خود را دانای عالم میدانند و معمولا در خلسه ی عرفانی به سر می برند .
آنها همیشه نظری مخالف جمع دارند و کلا خلاف جریان رود حرکت میکنند و خود را از جامعه دور نگه می دارند.
عینک بزرگ و مو و ریش بلند از دیگر ویژگی های ظاهری آنهاست .
تیریپ آرت ها به ورزش حساسیت دارند و آنرا برای بدن خود مضر می دانند.

اسم های عجیب غربی و شرقی و اسم های (( اسفکی)) و ((ایسم)) و ((ایست)) دار زیادی در صحبت های آنان به کار می رود مثل آرنفسکی . سامسونگفسکی . هیومانیسم .تلویزیونیسم . پارازیست . جوادیسم . خیاریست
1. طرف رو نیگا .ادعای هنرمند بودنش میاد . یه دونه فیلم تو زندگیش ندیده , تیریپ آرته .


2. یه نفرو میشناسم دیوونه ست . اصلا باهاش حال نمیکنم . تیریپ آرته .

3. مرتیکه ی تیریپ آرتی ... نمیدونه (( چه گوارا )) مکزیکی بوده یا آرژانتینی اونوقت عکس (( چه گوارا )) روی تیشرت چاپ کرده.
واژه های مرتبط: تیریپ برداشتن هنری
نویسنده: خالتورفسکی
۷ تیر ۱۳۹۱
جیب

واژه روز در۸ اسفند ۱۳۹۲

 
۴۱
بالا
۳۱
پایین
از روزی که یکی از مسئولان فرمودند نتیجه‌ی زحمات دولت مستقیماً در جیب مردم می‌رود ، به جای واژه‌ی زشت و ناصواب و رکیک ک.ن ، جیب می‌گوییم.
بنابراین ترکیباتی مانند دست‌به‌جیب ، جیب‌زنی ، جیب‌بری ، جیبِ عقب و... معانی نو و متفاوتی خواهند داشت!
مگه جیب‌تو زدن کج‌کج راه میری؟!
واژه های مرتبط: باسن آقادایی
نویسنده: ابرمیم
۶ اسفند ۱۳۹۲
آقام

واژه روز در۳ اسفند ۱۳۹۲

 
۶۱
بالا
۱۸
پایین
کلمه ای که دختر ها در مورد دوس پسرشون به کار میبرن
دیروز با آقام رفتم پیست خیلی حال داد!
واژه های مرتبط: دوس پسر
نویسنده: JoKeRgIrL
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
بَ رَ بَ بَ

واژه روز در۲۱ بهمن ۱۳۹۲

 
۶۲
بالا
۲۵
پایین
برو بابا
همون برو بابای خودمونه که در پاره ای مواقع همراه با دهن کجی برای تضعیف روحیه ی طرف مقابل به کار میبرن!!!!!
واژه های مرتبط: برو بابا شینیم بینیم نفله
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
بادمجون واکس زدن

واژه روز در۱۶ بهمن ۱۳۹۲

 
۳۵
بالا
۳۳
پایین
همه ما بادمجان دیدیم و میدانیم که کمتر محصول کشاورزی وجود دارد که به سیاهی پوست بادمجان باشد . از طرفی خیلی صاف و صیقلی ست . اگر با یک دستمال یا لباس روی آن بکشیم مثل این است که روی یک کفش یا کیف واکس خورده را تمیز کنیم که البته از آن هم تمیز تر است ، در واقع خداوند بادمجان را به بهترین شکل واکس زده و روغنکاری یا واکس زدن بادمجان کار بیهوده ای ست . بنابراین بادمجان واکس زدن یعنی کار بیهوده و بدون نتیجه انجام دادن .
مثل این که خانواده ای به خواستگاری دختری برود و در تحقیقات خانواده دختر او را دارای انواع عیبها تشخیص دهند . از طرفی خانواده پسر سعی در کتمان حقایق میکنند که به این حالت در اصطلاح بادمجان واکس زدن میگویند .
واژه های مرتبط: آب در هاون کوفتن
نویسنده: إبی
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!
 1 2 3 >  Last ›